من یک خبرنگارم، به خبرنگار بودن خود افتخار می کنم. اگر هزاران بار هم به دنیا بیایم با همه سختی ها و مشکلاتی که سر راهم هست باز خبرنگار خواهم شد.
از مشکلات جامعه، از مظلومیت مردمم، از تبعیض هایی که علیه هموطنانم روا می شود، از ربا و اختلاس و دزدی هایی که می شود خواهم نوشت.
من می نویسم هرچند گوش شنوایی نیست. من می نویسم شاید یک از هزار وجدانی بیدار شود.
تنها دارایی من قلم و کاغذ است و قلم زدن گاهی اوقات آن قدر دشوار می شود که مستاصل می مانم.
من خبرنگارم، نگارندهی رویدادهای تلخ و گاهی شیرین مردمان این دیار، باشادیشان خندیدهام و با گریهشان گریستهام، غصهشان غم را در چهرهام دوانده و خرد شدن غرورشان، رگ وجدانم را بیرون زده، پایمال شدن حقشان، خونم را به جوش آورده و درد و فقرشان امانم را بریده است.
من یک خبرنگارم از این که خیلی از مواقع نتوانسته ام ذهن آشفته ام را بر روی کاغذ بیاورم روزها کلافه شده ام.
من یک خبرنگارم از این که هر روز خبرهای یاس آور و درماندگی مردمم را می نویسم آزرده خاطر می شوم و آرزو می کنم روزی فرا برسد که دیگر هیچ خبر ناامید کننده ای برای بازتاب آن نداشته باشم.
من یک خبرنگارم و روزی بنام من نامگذاری شده است. روزی که فقط فرصت می کنیم با همکاران دور هم جمع شده و دیداری فارغ از دغدغه های خبر داشته باشیم. روزی که همه مسئولین قول حل مشکلاتشان را می دهند و همه ما میدانیم دروغی بیش نیست همانند سال های متمادی گذشته…..
همکاران خوبم روزتان مبارک. طیبه شایان