یادداشت از: تانیش نیوز/ ط. شایان
۲۱ آبان سال گذشته، خبری میان اهالی رسانه پیچید که برای بسیاری از ما باورکردنی نبود، حامد عاطفیفر دیگر در میانمان نبود.
خبرنگاری که حضورش در نشستهای خبری با یک «صبح بخیر» ساده، اما از جنس مهربانی و عاطفه، حال جمع را عوض میکرد. خبرنگاری حرفهای، مسئول، دلسوز و صمیمی که نام خانوادگیاش گویی خلاصهای از شخصیت خودش بود، «عاطفیفر» واقعاً عاطفه داشت، برای همکار، برای مردم و برای کاری که انتخاب کرده بود.
امسال در مراسمهای روز خبرنگار، در نشستها و برنامههای مختلف، نبودنش بهوضوح احساس میشد. انتظار زیادی نبود که نام یک خبرنگار فقید، که تا همین اواخر در میان اهالی رسانه حضور داشت، دستکم یکبار بر زبان متولیان رسانه استان جاری شود یادش گرامی داشته شود و از خانوادهاش یادی شود.
اما گاهی ظاهراً خبرنگار فقط تا زمانی مهم است که پشت تریبون بنشیند، سؤال بپرسد، خبر تولید کند و برای مسئولان تیتر بسازد.
این گلایه را از سر دغدغه یک جامعه رسانهای مینویسم که خبرنگارانش در تمام روزهای سال برای انعکاس مشکلات مردم پای کارند، اما گاهی خودشان در سختترین روزهای زندگی، تنها میمانند.
خبرنگار نباید فقط در روز خبرنگار دیده شود.
خبرنگاری که امروز برای پوشش مراسم یک مدیر، ساعتها منتظر میماند، فردا ممکن است خودش نیازمند یک تماس، یک پیگیری یا حتی یک همراهی ساده باشد.
حامد عاطفیفر در اواخر عمر کوتاهش در بنیاد شهید و امور ایثارگران و روابط عمومی این مجموعه فعالیت داشت. شاید به همین دلیل، اقدام اخیر مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی برای دعوت از مادر و برادر حامد به نشست خبری و پخش فیلمی کوتاه از مراسم تشییع و تدفین او، ارزش دیگری داشت.
وقتی تصاویر تشییع حامد پخش شد، چشم بسیاری از همکاران خیس شد.
این اشکها یک پیام روشن داشت: حامد فراموش نشده بود، حتی اگر برخی متولیان، یادش را فراموش کرده بودند.
قدردان این اقدام بنیاد شهید هستیم؛ چون نشان داد گاهی یک قاب تصویر، یک دعوت ساده و چند دقیقه یاد کردن از یک همکار، میتواند برای خانوادهای که عزیزش را از دست داده، معنایی بزرگ داشته باشد.
اما همین اقدام، یک سؤال جدیتر را هم پیش میکشد؛ چرا این یادآوری باید از جایی اتفاق بیفتد که انتظار میرفت متولی اصلی حوزه فرهنگ و رسانه، پیشگام آن باشد؟
انتظار میرفت در برنامههای روز خبرنگار، در مراسمهای تجلیل و نشستهای رسانهای، نام حامد عاطفیفر و دیگر خبرنگارانی که دیگر در میان ما نیستند، جایی داشته باشد.
نه برای تشریفات.
نه برای عکس یادگاری.
نه برای اینکه مسئولان بگویند «یادش گرامی».
بلکه برای اینکه به خبرنگاران زنده هم این پیام داده شود که شما فقط ابزار تولید خبر نیستید؛ شما بخشی از خانواده رسانه این استان هستید.
حامد دیگر نیست که «صبح بخیر» بگوید، اما ما هنوز صدای آن صبحبخیرها را به یاد داریم.
امروز اگر نامش را گرامی میداریم، برای این است که فراموش نکنیم خبرنگار، قبل از آنکه یک عنوان شغلی باشد، یک انسان است؛ با بیماری، رنج، خانواده، نگرانی و نیاز به دیده شدن.
خبرنگار را وقتی بیمار است دریابید، وقتی در سختی است کنارش باشید و وقتی رفت، فراموشش نکنید.
چون فردا ممکن است نوبت خبرنگار دیگری باشد؛ و هیچکس دوست ندارد وقتی نوبت خودش رسید، تازه یادش بیفتد که چه کسانی را در روزهای سخت تنها گذاشته است.
حامد رفت؛ جای خالیاش ماند، جای خالی مسئولان هم!
