یادداشت از: سردبیر تانیش نیوز رامین شایان
مردم ماندهاند با یک سؤال ساده، سؤالی که شاید برای تصمیمگیران اقتصادی ساده نباشد: بنزین ۸۷ هزار تومانی را قرار است با کدام درآمد و حقوق به مردم بفروشید؟!
در روزگاری که تورم، سفره مردم را هر روز کوچکتر کرده و بسیاری برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی، از نان و دارو گرفته تا اجاره خانه و هزینههای روزمره، گرفتارند، ناگهان صحبت از بنزین ۸۷ هزار تومانی میشود قیمتی که اگر نسبت به نرخ ۵ هزار تومانی مطرحشده برای بنزین مازاد مقایسه شود، یعنی ۱۶۴۰ درصد افزایش! یعنی قیمت بنزین یکشبه قرار است ۱۷.۴ برابر شود!
واقعاً این حساب و کتاب با کدام منطق اقتصادی نوشته شده است؟
اگر استدلال این است که قیمت بنزین باید به قیمت جهانی نزدیک شود، بسیار خوب اما مگر فقط قیمت بنزین در جهان وجود دارد؟ حقوق و دستمزد مردم هم جهانی شده است؟ اجارهخانهها چطور؟ قیمت گوشت، مرغ، برنج، دارو، خودرو، بیمه، خدمات و هزینه تحصیل و درمان هم جهانی محاسبه میشود؟
اگر قرار است اقتصاد جهانی باشد، چرا فقط جیب مردم باید جهانی شود اما درآمدشان همچنان ریالی و گرفتار تورم باشد؟
یک باک ۵۰ لیتری با بنزین لیتری ۸۷ هزار تومان، ۴ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان هزینه دارد. یعنی فقط یک بار پر کردن باک خودرو، برای بسیاری از حقوقبگیران رقم قابلتوجهی از درآمد ماهانهشان را میبلعد.
حالا حساب کنید یک خانواده چقدر باید برای رفتوآمد روزانه، مدرسه بچهها، خرید، درمان، اجاره، قبضها و دهها هزینه دیگر بپردازد. قرار است مردم بخورند یا بنزین بزنند؟ بپوشند یا بنزین بزنند؟ اجاره بدهند یا باک خودرو را پر کنند؟
مسأله فقط قیمت یک لیتر بنزین نیست. بنزین، زنجیرهای از قیمتها را با خود حرکت میدهد. وقتی هزینه حملونقل بالا برود، اثرش دیر یا زود خودش را در قیمت کالا و خدمات نشان میدهد. یعنی فشار فقط روی صاحب خودرو نمیماند کسی که حتی یک خودرو هم ندارد، از موج گرانیها در امان نخواهد بود.
مردم با اصل اصلاح مصرف انرژی یا مقابله با قاچاق و هدررفت سوخت لزوماً مشکل ندارند سؤال اینجاست که چرا سادهترین راه برای جبران ناترازیها، همیشه باید از جیب مردم انتخاب شود؟
اگر قرار است مردم تاوان ناکارآمدی، قاچاق، مصرف بیرویه و مشکلات ساختاری انرژی را بدهند، پس تکلیف مسئولیت سیاستگذار چیست؟
امروز مردم دیگر با عددهای روی کاغذ زندگی نمیکنند با دخل و خرج زندگی میکنند. با حساب نان شب، اجاره خانه، قسط، دارو و هزینه مدرسه فرزندشان.
بنابراین قبل از آنکه قیمت بنزین را جهانی کنیم، یک سؤال اساسی را جواب بدهیم:
آیا قدرت خرید مردم هم جهانی شده است؟
اگر نشده، افزایش قیمت بنزین بدون افزایش متناسب درآمد، اسمش اصلاح اقتصادی نیست انتقال صورتحساب مشکلات اقتصادی کشور به سفرهای است که همین حالا هم چیزی برای کم شدن ندارد.
و شاید بد نباشد تصمیمگیران اقتصادی یک بار هم به جای ماشین حساب، کنار مردم بنشینند و دخل و خرج یک خانواده حقوقبگیر را حساب کنند. شاید آنوقت بفهمند ۸۷ هزار تومان برای یک لیتر بنزین، فقط یک عدد نیست برای بسیاری از مردم، یک فشار تازه و سنگین بر زندگی است.
