• امروز : پنج شنبه - ۲۳ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 15 October - 2026

گزارش اختصاصی/شهری که دیده نمی‌شود؛ روایت آدم‌هایی که هر روز با موانع نامرئی می‌جنگند

  • کد خبر : 30902
  • ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۳
گزارش اختصاصی/شهری که دیده نمی‌شود؛ روایت آدم‌هایی که هر روز با موانع نامرئی می‌جنگند

گزارش از: تانیش نیوز/بهزاد خیاط شایان از پیاده‌روهایی که امن نیستند تا بانک‌هایی که راه را نشان نمی‌دهند؛ نابینایان تبریز نه ترحم می‌خواهند، نه دلسوزی‌های نمایشی؛ آن‌ها حق دارند مثل دیگر شهروندان، مستقل زندگی کنند، بی‌دغدغه رفت‌وآمد کنند و فرصت داشته باشند توانایی‌هایشان را به اثبات برسانند. تصور کنید هر روز از خانه بیرون بروید، […]

گزارش از: تانیش نیوز/بهزاد خیاط شایان

از پیاده‌روهایی که امن نیستند تا بانک‌هایی که راه را نشان نمی‌دهند؛ نابینایان تبریز نه ترحم می‌خواهند، نه دلسوزی‌های نمایشی؛ آن‌ها حق دارند مثل دیگر شهروندان، مستقل زندگی کنند، بی‌دغدغه رفت‌وآمد کنند و فرصت داشته باشند توانایی‌هایشان را به اثبات برسانند.

تصور کنید هر روز از خانه بیرون بروید، اما ندانید چند قدم جلوتر چه چیزی انتظارتان را می‌کشد؛ یک مانع در وسط پیاده‌رو، موتورسیکلتی که در مسیر نابینایان پارک شده، پله‌ای که انتظارش را ندارید یا سکویی که بدون راهنمایی مناسب می‌تواند به خطری جدی تبدیل شود.

تصور کنید برای انجام ساده‌ترین کار اداری وارد بانک یا بیمارستانی شوید، اما کسی نباشد که مسیر را نشانتان بدهد. بخواهید یک فرم را بخوانید، از یک دستگاه استفاده کنید یا تنها به مقصدتان برسید، اما سامانه‌ها و محیط اطراف، استقلال شما را به وابستگی به دیگران گره بزنند.

این‌ها صحنه‌هایی از یک داستان خیالی نیستند؛ بخشی از دشواری‌هایی هستند که افراد نابینا و کم‌بینا در زندگی روزمره با آن روبه‌رو می‌شوند؛ آدم‌هایی که گاهی برای انجام کارهایی که برای بسیاری از ما عادی و پیش‌پاافتاده است، باید چند برابر تلاش کنند.

در آذربایجان شرقی، به گفته قادر فخر رنجبری، رئیس هیئت‌مدیره مؤسسه نابینایان بصیر، ۱۱ هزار نفر با پرونده نابینایی و کم‌بینایی در بهزیستی استان ثبت شده‌اند؛ آماری که پشت هر عدد آن، زندگی یک انسان، آرزوهای یک خانواده و داستانی از تلاش برای عبور از محدودیت‌ها قرار دارد.

وقتی پیاده‌رو هم می‌تواند مانع زندگی باشد

برای بسیاری از شهروندان، پیاده‌رو فقط مسیری برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر است؛ اما برای فرد نابینا، همین مسیر ساده می‌تواند به آزمونی روزانه تبدیل شود.

رنجبری با اشاره به مشکلات نابینایان در محیط شهری، از ضرورت توجه جدی‌تر به شرایط زندگی و نحوه تعامل جامعه با این افراد سخن می‌گوید. به گفته او، اقدامات مناسب‌سازی در شهر انجام شده، اما هنوز موانع متعددی وجود دارد که رفت‌وآمد را برای نابینایان دشوار می‌کند.

گاهی مانعی در وسط پیاده‌رو قرار گرفته است؛ گاهی وسیله‌ای که بدون توجه به مسیر عبور عابران رها شده، می‌تواند به برخورد و آسیب منجر شود. حتی تلفن همراه یا وسایل ضروری یک فرد نابینا ممکن است بر اثر چنین برخوردهایی آسیب ببیند؛ وسایلی که تهیه دوباره آن‌ها با هزینه‌های سنگین امروز، برای بسیاری آسان نیست.

اما مسئله فقط شکستن یک وسیله نیست؛ مسئله، امنیت و استقلال انسانی است که می‌خواهد بدون نگرانی از هر قدم، در شهر خودش رفت‌وآمد کند.

شهری که برای همه شهروندان ساخته شده، زمانی واقعاً شهری برای همه است که یک فرد نابینا نیز بتواند بدون ترس از موانع پیش‌بینی‌نشده، در آن قدم بزند.

بانک و بیمارستان؛ جایی که نباید کسی احساس ناتوانی کند

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های روایت مدیرعامل مؤسسه نابینایان بصیر، به تجربه مراجعه نابینایان به بانک‌ها و مراکز درمانی مربوط می‌شود؛ مکان‌هایی که قرار است خدمات عمومی ارائه دهند، اما گاهی نبود امکانات و آموزش کافی، دریافت همین خدمات را دشوار می‌کند.

پورعلی می‌گوید در برخی بانک‌ها، افراد نابینا برای انجام امور خود با برخوردهایی مواجه می‌شوند که احساس تحقیر را به همراه دارد.

او از تجربه‌ای سخن می‌گوید که در آن، فرد نابینا به همراه فرزند ۱۴ ساله خود برای دریافت خدمات مراجعه می‌کند، اما به‌جای برخوردی مناسب و راهنمایی محترمانه، با محدودیت و رفتاری روبه‌رو می‌شود که حتی کودک همراه او را نیز آزرده می‌کند.

اینجا دیگر مسئله فقط یک خدمت بانکی نیست؛ پای کرامت انسانی در میان است.

کودکی که همراه پدر یا مادر نابینای خود به یک اداره یا بانک می‌رود، نباید شاهد تحقیر والدینش باشد. او باید ببیند که جامعه برای توانایی‌ها و حقوق همه انسان‌ها احترام قائل است.

در بیمارستان نیز شرایط نباید متفاوت باشد. فرد نابینایی که برای درمان مراجعه می‌کند، نباید در راهروها سرگردان بماند یا برای پیدا کردن بخش موردنظرش ناچار باشد از هر رهگذری کمک بخواهد.

پورعلی تأکید می‌کند که کارکنان بانک‌ها، بیمارستان‌ها و ادارات باید برای نحوه تعامل و راهنمایی نابینایان آموزش ببینند و مؤسسه بصیر آمادگی دارد در این زمینه همکاری کند.

گاهی برای انسانی که مسیر را نمی‌بیند، یک راهنمایی درست، یک برخورد محترمانه و چند دقیقه همراهی می‌تواند تفاوت بزرگی در تجربه روزانه‌اش ایجاد کند.

خطر در چند قدمی؛ وقتی مترو به دغدغه تبدیل می‌شود

استفاده از حمل‌ونقل عمومی برای بسیاری از شهروندان راهی معمول برای رفت‌وآمد است؛ اما برای فرد نابینا، نبود راهنمایی مناسب می‌تواند همین مسیر را به تجربه‌ای پراسترس و حتی خطرناک تبدیل کند.

مدیرعامل مؤسسه نابینایان بصیر از مشکلات این افراد در استفاده از مترو سخن می‌گوید و نسبت به خطرات ناشی از نبود همراهی و راهنمایی کافی هشدار می‌دهد.

وقتی مسیرها به‌درستی مناسب‌سازی نشده باشند و علائم و امکانات قابل استفاده برای نابینایان وجود نداشته باشد، استقلال در رفت‌وآمد به مسئله‌ای دشوار تبدیل می‌شود.

قرار نیست فرد نابینا برای هر بار استفاده از مترو، از پیش نگران پیدا کردن مسیر یا خطر افتادن باشد. حمل‌ونقل عمومی زمانی عمومی است که همه شهروندان بتوانند با امنیت و دسترسی برابر از آن استفاده کنند.

نابینایی پایان توانایی نیست؛ پایان فرصت‌ها را چرا؟

در میان این دشواری‌ها، داستان مؤسسه نابینایان بصیر روایت دیگری هم دارد؛ روایت آدم‌هایی که با وجود محدودیت‌های محیطی، برای یادگیری، پیشرفت و ساختن آینده‌ای مستقل تلاش می‌کنند.

این مؤسسه در سال ۱۳۸۸ تأسیس شده و اکنون بیش از یک‌هزار و ۶۰۰ عضو دارد. به گفته پورعلی، در این مجموعه بیش از ۱۵۰ نوع کلاس و دوره آموزشی برگزار می‌شود؛ از آموزش‌های تقویتی و زبان‌های خارجی گرفته تا موسیقی، تئاتر، قرآن، صنایع دستی و مهارت‌های فنی.

در این کلاس‌ها، قرار نیست نابینایی به معنای کنار گذاشته شدن از زندگی باشد. قرار است استعدادها شناسایی شوند، مهارت‌ها پرورش پیدا کنند و راهی برای حضور مؤثرتر در جامعه پیش روی افراد قرار گیرد.

آموزش چرم‌دوزی، خیاطی، شیرینی‌پزی و خودآرایی از جمله برنامه‌هایی است که با هدف توانمندسازی اعضا برگزار می‌شود. محصولات صنایع دستی نیز در نمایشگاه‌ها عرضه می‌شوند تا بخشی از مسیر رسیدن به درآمد و استقلال اقتصادی هموار شود.

این مؤسسه استودیو دارد، از چاپگر بریل برای تهیه جزوه‌های آموزشی استفاده می‌کند و در حوزه‌های مشاوره روان‌شناختی، حقوقی و فناوری اطلاعات نیز فعالیت دارد؛ هرچند افزایش هزینه کاغذ بریل و محدودیت منابع مالی، ادامه برخی فعالیت‌ها را دشوارتر کرده است.

به گفته پورعلی، از ۸۴ فرد دارای معلولیت که سال گذشته، بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی معاون سیاسی استاندار، موفق به دریافت مدرک ICDL شدند، ۷۴ نفر از اعضای مؤسسه بصیر بودند.

این آمار، فارغ از هر عدد و رقمی، یادآور حقیقتی روشن است: وقتی فرصت آموزش فراهم شود، توانایی‌هایی شکوفا می‌شوند که شاید پیش از آن، در پس دیوارهای بی‌توجهی پنهان مانده بودند.

هوش مصنوعی را به کار می‌گیرند، اما هنوز پشت درهای اشتغال می‌مانند

شاید تلخ‌ترین تناقض زندگی برخی نابینایان این باشد که در دنیای امروز، می‌توانند با فناوری‌های پیشرفته کار کنند، مهارت بیاموزند و توانایی‌های خود را توسعه دهند؛ اما همچنان برای ورود به بازار کار باید با نگاه‌های محدودکننده مبارزه کنند.

پورعلی می‌گوید اعضای مؤسسه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی فعالیت می‌کنند، اما با وجود برگزاری آزمون‌های استخدامی ویژه افراد دارای معلولیت، برخی از آنان در مراحل استخدام کنار گذاشته می‌شوند؛ بی‌آنکه توانایی‌هایشان به‌درستی مورد توجه قرار گیرد.

او معتقد است کارفرمایان باید با ظرفیت‌های واقعی افراد نابینا آشنا شوند و فرصت نشان دادن توانایی‌هایشان را در اختیار آنان قرار دهند.

اشتغال فقط دریافت حقوق در پایان ماه نیست؛ اشتغال یعنی فرد بتواند روی پای خودش بایستد، برای آینده برنامه‌ریزی کند و احساس کند سهمی واقعی در ساختن جامعه دارد.

برای فردی که سال‌ها آموزش دیده و مهارتی آموخته است، رد شدن بدون ارزیابی منصفانه می‌تواند به معنای نادیده گرفتن تمام تلاش‌هایی باشد که برای رسیدن به آن نقطه انجام داده است.

از همین رو، مطالبه نابینایان نباید به برگزاری چند دوره آموزشی یا آزمون استخدامی محدود شود. آن‌ها به فرصت‌های شغلی پایدار، دسترسی برابر و کارفرمایانی نیاز دارند که به‌جای تمرکز بر محدودیت بینایی، توانایی‌های فرد را ببینند.

مؤسسه‌ای با ۱۶۰۰ عضو، اما یک خانه اجاره‌ای

در کنار تمام فعالیت‌های آموزشی و حمایتی، مؤسسه نابینایان بصیر خود نیز با مشکلات زیرساختی روبه‌رو است.

پورعلی می‌گوید محل فعالیت مؤسسه استیجاری است و برای گسترش برنامه‌های آموزشی و ایجاد اشتغال پایدار، حمایت بیشتر خیران و نهادهای مسئول ضرورت دارد.

رنجبری نیز از اعلام آمادگی خیران برای ساخت یک فضای فرهنگی در صورت اختصاص زمین مناسب از سوی شهرداری خبر داده است؛ پیشنهادی که می‌تواند زمینه توسعه فعالیت‌های اجتماعی و آموزشی این مجموعه را فراهم کند.

مؤسسه‌ای که سال‌ها برای توانمندسازی نابینایان تلاش کرده و صدها نفر را در مسیر یادگیری و کسب مهارت همراهی کرده است، برای ادامه این مسیر به فضایی متناسب با نیازهای اعضایش احتیاج دارد.

به گفته پورعلی، ۳۰ کودک خردسال نابینا نیز در این مجموعه حضور دارند؛ کودکانی که آینده‌شان به میزان دسترسی آنان به آموزش، خدمات حمایتی و فرصت‌های برابر گره خورده است.

او همچنین با اشاره به فعالیت صندوق قرض‌الحسنه بصیر اعلام کرد که تاکنون دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان تسهیلات با حمایت خیران از طریق این صندوق پرداخت شده است؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از نیازهای مالی اعضا را پوشش دهد.

مسئولیت اجتماعی؛ از تماشاگر بودن تا کنار هم ایستادن

در نگاه نخست، شاید مشکلات نابینایان مسئله گروهی از شهروندان به نظر برسد؛ اما وقتی پیاده‌رو ناایمن است، سامانه‌های اداری دسترس‌پذیر نیستند و فرصت‌های شغلی به‌درستی در اختیار همه قرار نمی‌گیرند، موضوع فراتر از یک گروه خاص می‌رود.

این مسئله به نوع نگاه ما به شهروندی، عدالت و حقوق انسانی بازمی‌گردد.

پورعلی خواستار حضور نمایندگان افراد دارای معلولیت در جلسات تصمیم‌گیری سازمان‌ها و تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای پیگیری مسائل آنان شده است؛ مطالبه‌ای که بر یک اصل ساده تکیه دارد: درباره زندگی افراد دارای معلولیت نباید بدون حضور و مشارکت خودشان تصمیم گرفت.

مناسب‌سازی فقط نصب یک رمپ یا اجرای چند پروژه عمرانی نیست. گاهی باید یک سامانه را تغییر داد، کارکنان یک اداره را آموزش داد، مسیر عبور را از موانع خالی کرد یا به کارفرمایی یادآوری کرد که نابینایی به معنای ناتوانی در کار نیست.

رنجبری نیز بر ضرورت افزایش آگاهی جامعه از شرایط زندگی نابینایان تأکید دارد و معتقد است رسانه‌ها می‌توانند با روایت واقعیت‌های زندگی این افراد، زمینه شناخت بیشتر و اصلاح رفتارهای اجتماعی را فراهم کنند.

اما آگاهی زمانی ارزشمند است که به تغییر منجر شود؛ تغییری که در پیاده‌روها دیده شود، در رفتار کارکنان ادارات احساس شود، در سامانه‌های الکترونیکی امکان دسترسی ایجاد کند و درهای اشتغال را به روی افراد توانمند باز کند.

آن‌ها ترحم نمی‌خواهند؛ حق دارند زندگی کنند

در پایان این روایت، تصویر پدر نابینایی که دو دختر پزشک تحویل جامعه داده است معنایی فراتر از یک حضور ساده در مراسم پیدا می‌کند. پدری که علیرغم ناتوانی جسمی روحی بلند داشته و فراتر از خیلی از انسان های سالم در تربیت فرزندانشان همت کرده اند.

پشت هر فرد نابینا، ممکن است خانواده‌ای باشد که نگران رفت‌وآمد، اشتغال، دسترسی به خدمات درمانی و آینده فرزند یا والد خود است. پشت هر درخواست برای مناسب‌سازی نیز انسانی ایستاده که نمی‌خواهد برای انجام ساده‌ترین امور زندگی، همیشه محتاج کمک دیگران باشد.

شاید ما هر روز از خیابان عبور کنیم، وارد بانک شویم، با تلفن همراه خود کار کنیم یا به‌سادگی سوار مترو شویم و حتی لحظه‌ای به دشواری‌های این مسیرها فکر نکنیم؛ اما برای بسیاری از نابینایان، همین کارهای معمولی به امکاناتی نیاز دارد که هنوز در همه بخش‌های شهر فراهم نشده‌اند.

آن‌ها نه به دلسوزی‌های زودگذر نیاز دارند و نه به تعریف و تمجیدهایی که پس از پایان یک مراسم فراموش می‌شوند. آنچه مطالبه می‌کنند، شهری امن‌تر، خدماتی دسترس‌پذیر، برخوردی محترمانه، فرصت شغلی منصفانه و امکان زندگی مستقل است.

شاید ما جهان را با چشم‌هایمان ببینیم، اما عدالت را باید با رفتارمان ثابت کنیم؛ با پیاده‌رویی که مانع ندارد، دری که به روی همه باز است و فرصتی که به‌خاطر نابینایی از هیچ انسانی دریغ نمی‌شود.

شهری که در آن نابینایان بتوانند با امنیت قدم بزنند، بدون تحقیر خدمات بگیرند و با اتکا به توانایی‌هایشان کار کنند، فقط برای آنان شهر بهتری نیست؛ شهری انسانی‌تر برای همه ماست.

لینک کوتاه : https://tanishnews.ir/?p=30902

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.