گزارش از: تانیش نیوز/ طیبه شایان
وقتی قرار شد از چند واحد صنعتی در شهرکهای صنعتی استان بازدید کنیم، هرگز فکر نمیکردم این بازدید، حالمان را اینچنین منقلب کند بازدیدی که هم امید داشت و هم تأسف. امید از اینکه در میان تمام فشارها و بحرانها، هنوز چرخ تولید در گوشههایی از آذربایجانشرقی میچرخد و برخی واحدهای آسیبدیده دوباره روی پا ایستادهاند و تأسف از دیدن کارخانههایی که هنوز زیر آوار جنگ ماندهاند.
در این بازدید، عددها فقط عدد نبودند، پشت هر «میلیارد تومان خسارت»، بخشی از زندگی یک کارگر، سرمایه یک کارآفرین، سالها تجربه یک مهندس و بخشی از توان تولید کشور قرار داشت.
در یکی از واحدها، هنوز میشد رد ویرانی را دید، اما دردناکتر از دیوارها و سقفهای آسیبدیده، سرنوشت کارخانهای بود که دیگر تقریباً چیزی از آن باقی نمانده است، واحدی که سالها با فناوریهای روز دنیا لولههای پلیاتیلن تولید و صادر میکرد و امروز خسارت آن ۱۰۰ درصد برآورد شده و حدود سه همت تخمین زده میشود.
اینجا دیگر سخن از تعمیر چند دستگاه یا بازسازی یک سوله نیست، ماشینآلات از بین رفتهاند، زیرساختها نابود شدهاند و نزدیک به ۱۰۰ نیروی انسانی، حدود شش ماه است که چشمانتظار بازگشت به محل کارشان هستند.
و شاید تلختر از همه این باشد که به گفته مسئولان این شرکت، با وجود گذشت ماهها از حادثه و انجام کارشناسی خسارت، هنوز حمایت مؤثری برای آغاز بازسازی صورت نگرفته و حتی مسئولان ارشد استان نیز از این واحد بازدید نکردهاند.
کارخانهای که در سال ۱۳۶۱ تأسیس شده و فعالیت خود را با همکاری یک شرکت آلمانی آغاز کرده بود، امروز برای بازگشت به خط تولید، نیازمند بازسازی تقریباً از صفر است. شرکتی که زمانی تولیدکننده محصولی استراتژیک برای شبکههای آبرسانی بود و تولیداتش به استانهای جنوبی و مناطق حاشیه خلیج فارس میرسید، اکنون خودش به انتظار نشسته است تا شاید دوباره امکان تولید پیدا کند.
خسارت، فقط آهن و بتن نیست
در شرکتهای صنعتی آخولا نیز خسارت جنگ، فقط چند عدد روی برگه کارشناسی نیست.
بابک دلاور، مسئول شرکتهای صنعتی آخولا، از خسارت بیش از یک همت به این مجموعه خبر میدهد خسارتی که حدود ۴۵ میلیارد تومان آن مربوط به سوله و زیرساختهاست.
این واحد که ۲۵ نیروی مستقیم دارد، تنها حدود سه ماه پیش از حادثه به محل جدید منتقل شده بود و حالا باید دوباره برای بازسازی و آغاز فعالیت تلاش کند.
با این حال، یک نقطه امید در میان این ویرانیها وجود دارد از میان واحدهای آسیبدیده، هشت واحد دوباره به چرخه فعالیت بازگشتهاند و حتی تولید قطعات خودروی «سهند» با همکاری سایپا در دستور کار قرار گرفته است.
اما پشت این خبر امیدبخش، یک واقعیت تلخ هم وجود دارد. در جریان این حوادث یک نفر مصدوم و دو نفر جان خود را از دست دادهاند.
کارخانهای که سه تا چهار ماه خاموش ماند

در «آذران گرما تاب ایرانیان» نیز جنگ، چرخ تولید را برای سه تا چهار ماه متوقف کرد.
این واحد در دو نوبت، در حملات روزهای ۲۴ اسفند و چهارم فروردین آسیب دید و نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان خسارت متحمل شد.
اما مدیر این مجموعه تصمیم گرفت کارخانه را با سرمایه شخصی دوباره سرپا کند، نه تعدیل نیرو کرد و نه دست از تولید کشید.
۵۰ نفر همچنان در این واحد مشغول کارند، گویی مدیر کارخانه در میان آن همه خسارت، تلاش کرده بود دستکم یک چیز را حفظ کند: نان کارگر.
با وجود این، به گفته رئیس شرکت، تاکنون حمایت عملی قابلتوجهی برای جبران خسارتها دریافت نشده و بخش عمده پیگیریها در حد تماس برای اطلاع از وضعیت واحد بوده است.
تولیدی که فقط یک کارخانه نیست

در شرکت «بهفن صنعت طبری آذربایجان» اما تصویر دیگری از صنعت را دیدیم، صنعتی که شاید در نگاه اول نام بزرگی نداشته باشد، اما نقش آن در زنجیره تولید کشور قابل توجه است.
تولید بیش از ۲۰۰ نوع زنجیر و بیش از ۱۶۰ قطعه مورد استفاده در تراکتورسازی، آن هم با کیفیت بالا و حدود ۳۰ درصد قیمت بازار، نمونهای از ظرفیتهایی است که شاید کمتر دیده شوند.
حدود ۳۰ کارگاه با این مجموعه همکاری دارند و هر کدام بین ۳۰ تا ۵۰ نفر را درگیر فعالیت میکنند، یعنی وقتی از یک کارخانه حرف میزنیم، گاهی باید چندین کارخانه و صدها شغل غیرمستقیم را نیز پشت آن ببینیم.
اینجا «تولید داخلی» فقط یک شعار نیست، هر قطعهای که در داخل ساخته میشود، یعنی یک قدم کمتر به سمت واردات و یک قدم بیشتر به سمت استقلال صنعتی.
در دل بحران، کارخانهای که حتی یک دقیقه نایستاد

در کارخانه «التین روغن برزگر» اما روایت، روایت ایستادگی بود.
وحید برزگری، مدیرعامل کارخانه، میگوید تولید حتی در جریان جنگ برای یک دقیقه متوقف نشد.
۵۵ نفر در این مجموعه مشغول کارند و نهتنها تعدیلی اتفاق نیفتاده، بلکه برای توسعه کارخانه، جذب ۲۰ تا ۲۵ نیروی جدید نیز پیشبینی شده است.
کارخانهای که خطوط تولید آن از صفر تا صد توسط متخصصان داخلی طراحی شده و حالا برای ادامه توسعه، دستکم به ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایهگذاری جدید نیاز دارد.
این همان روی دیگر ماجراست یک جا کارخانهای برای بازگشت به تولید میجنگد و جایی دیگر کارخانهای در دل بحران، تولید را متوقف نمیکند.
در میان این تصاویر تلخ، پروژه توسعه شهرک صنعتی شهید سلیمی نیز تصویری از آینده بود.
۴۰۶ هکتار توسعه، اجرای حدود ۳۵ کیلومتر مسیر، توسعه شبکههای آب، برق، گاز و فیبر نوری، احداث مخزن دوهزار مترمکعبی آب و ۴۲ قراردادی که واحدهای آنها آماده استقرار هستند.
حدود یک همت و ۸۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل زیرساختهای این طرح هزینه شده و اجرای خط برق قوی از سمت ممقان نیز در حال انجام است.
حتی برای اتصال فاز توسعه به شهرک، احداث پلی با هزینهای حدود ۲۵۰ میلیارد تومان پیشبینی شده است.
این اعداد، اگرچه بزرگاند، اما شاید مهمتر از خود اعداد، تصویری باشد که از آینده صنعت استان ارائه میکنند؛ آیندهای که اگر درست مدیریت شود، میتواند برای هزاران نفر اشتغال ایجاد کند.
اما در پایان این بازدید، یک سؤال مدام در ذهنم تکرار می شود:
چه کسی هزینه این ویرانیها را میپردازد؟
جنگ شاید در تقویم با چند روز و چند هفته سنجیده شود اما ویرانیهایش با تقویم تمام نمیشود.
میتوان یک کارخانه را در چند لحظه هدف قرار داد اما ساختن دوباره آن شاید سالها زمان ببرد. میتوان یک دستگاه چند میلیاردی را در چند ثانیه نابود کرد اما خرید، نصب، راهاندازی و رسیدن دوباره به ظرفیت تولید، ممکن است ماهها و سالها طول بکشد.
و بدتر از همه، نیروی انسانی است مهندسی که سالها تجربه اندوخته، کارگری که زندگیاش به همان کارخانه گره خورده و متخصصی که ممکن است برای تأمین معاش خود جذب کارخانه دیگری شود. بازگرداندن ماشینآلات شاید با پول ممکن باشد، اما بازگرداندن نیروی انسانی ماهر و دانش انباشتهشده، همیشه به این سادگی نیست.
جنگ یعنی کارخانه خاموش، کارگر بیکار، سرمایه سوخته
خطاب به جنگطلبانی که جنگ را در قابهای سیاسی و نظامی میبینند باید گفت: جنگ فقط موشک و انفجار نیست جنگ یعنی کارخانه خاموش، کارگر بیکار، سرمایه سوخته و تولیدی که سالها عقب میافتد.
جنگ را شاید بتوان آغاز کرد، اما پایان واقعی آن روزی نیست که صدای انفجار قطع میشو؛ پایان واقعی زمانی است که آخرین کارخانه ویرانشده دوباره روشن شود، آخرین کارگر به سر کارش برگردد و آخرین ریال سرمایه ازدسترفته دوباره به چرخه تولید بازگردد.
و این مسیر، برخلاف جنگ، با چند روز تمام نمیشود بعضی از این ویرانیها شاید برای بازسازی به سالها و حتی دههها زمان نیاز داشته باشند.
آنچه ما در این بازدید دیدیم، تنها چند واحد صنعتی بود چند نمونه از خسارتهایی که به چشم خبرنگاران آمد. پشت درهای بسته کارخانههای دیگری نیز هستند که شاید روایت آنها هنوز گفته نشده است.
اما همین چند نمونه کافی بود تا بفهمیم هزینه واقعی جنگ، فقط آن چیزی نیست که در گزارشهای رسمی به عنوان «میزان خسارت» نوشته میشود هزینه واقعی، سالهایی است که برای ساختن دوباره آنچه در چند لحظه ویران شده، از دست میرود.
شاید به همین دلیل است که وقتی از درِ کارخانهها بیرون آمدیم، عددهای میلیاردی دیگر برایمان فقط عدد نبودند پشت هر کدام، یک زندگی ایستاده بود.*
