خبرنگار تانیش نیوز/ ط. شایان
استاندار آذربایجانشرقی در پاسخ به سؤال خبرنگاری درباره واگذاری ماشینسازی تبریز گفته است: «ما هم میخواهیم به اهلش واگذار شود.»
حرف خوبی است؛ اما یک سؤال جدی پشت همین جمله وجود دارد:
اهلِ ماشینسازی دقیقاً کیست؟
کسی که قرار است چرخهای کارخانه را بچرخاند، کارگر را سر کار نگه دارد، حقوقش را بهموقع بپردازد و ماشینسازی را دوباره به جایگاه واقعیاش برگرداند؟
یا کسی که چشمش به ارزش زمینهای کارخانه، بهویژه اراضی گرانقیمت منطقه ایلگلی است؟
خود استاندار هم گفته است که با چند متقاضی صحبت کردهاند و دیدهاند برخی، ماشینسازی را به خاطر زمینهای ارزشمندش میخواهند.
اگر چنین نگرانیای وجود دارد، پس تکلیف مردم و کارگران چیست؟
ماشینسازی تبریز فقط چند هکتار زمین گرانقیمت نیست؛ یک کارخانه با سابقه، سرمایه صنعتی و هزاران خانوادهای است که زندگیشان به چرخیدن چرخهای آن گره خورده است.
سالهاست این مجموعه با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم میکند؛ کارگرانش از تأخیر در پرداخت حقوق گلایه دارند و در ماههای اخیر نیز اعتراضها و تجمعهایی در این خصوص شکل گرفته است.
اما سؤال بزرگتر اینجاست:
چرا کارخانهای با این قدمت و اهمیت، باید سالها درگیر بحران باشد و دولتهای مختلف برای حل ریشهای مشکلات آن نسخهای عملی و ماندگار ارائه نکنند؟
چرا هر بار که بحث واگذاری مطرح میشود، نگرانی درباره آینده کارخانه و سرنوشت کارگران دوباره بالا میگیرد؟
مردم حق دارند بدانند:
برنامه واقعی برای احیای ماشینسازی چیست؟
خریدار یا سرمایهگذار آینده با چه شاخصهایی انتخاب میشود؟
آیا اولویت، حفظ تولید و اشتغال است یا ارزش زمین؟
آیا قرارداد واگذاری بهگونهای تنظیم خواهد شد که امکان تغییر کاربری و سوداگری زمینهای کارخانه را از بین ببرد؟
و مهمتر از همه؛
چه تضمینی وجود دارد که ماشینسازی قربانی ارزش زمینهایش نشود؟
آقای استاندار؛ اگر قرار است ماشینسازی «به اهلش» واگذار شود، این بار مردم منتظرند بدانند اهلش چه کسی است و چه تضمینی برای کارگر و کارخانه دارد؟
ماشینسازی را نباید به چشم یک ملک دید.
اینجا کارخانه است؛ نه بنگاه املاک.
کارگرش هم عددی در صورتحساب واگذاری نیست که بعد از امضای قرارداد، فراموش شود.
اگر قرار است واگذاری انجام شود، باید یک خط قرمز روشن وجود داشته باشد:
اول کارخانه، بعد کارگر، بعد تولید؛ و نه زمین قبل از همه!
