گزارش از: خبرنگار تانیش نیوز ـ شایان
اینجا باباباغی تبریز است؛ جایی که نامش سالها با جذام، رنجهای خاموش و خاطره پزشکی گره خورده که عمرش را وقف بیماران کرد؛ زندهیاد دکتر مبین، پزشک نامآشنایی که نام او با خدمت به مبتلایان جذام پیوند خورده است.
راهی باباباغی میشویم؛ همراه با جمعی از خبرنگاران و به همت دکتر علی اصغرزاده، رئیس مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی رازی تبریز و مجتمع باباباغی. مقصد، مجموعهای است که دههها روایت تلخ و شیرین را در دل خود جای داده؛ از سالهای انزوا و محرومیت تا روزهایی که تلاش برای بازسازی ساختمانها و بهبود شرایط زندگی ساکنان، چهره دیگری به آن بخشیده است.
باباباغی در منطقهای خوشآبوهوا قرار گرفته است. در نخستین نگاه، آنچه به چشم میآید با تصویر ذهنی بسیاری از ما از این مجموعه تفاوت دارد؛ بیمارستانی بازسازیشده، بخشهایی نوسازیشده و خانههایی که دیگر آن فرسودگی سالهای گذشته را ندارند.
روزی روزگاری، برخی از ساکنان این مجموعه در خانههایی فرسوده زندگی میکردند؛ خانههایی که سرمای زمستان از درز دیوارها و سقفهایشان به داخل راه پیدا میکرد. بسیاری از فرزندان این خانوادهها نیز سالها پیش به شهر مهاجرت کرده بودند و زندگی در این محدوده، برای شماری از بیماران به معنای گذراندن روزگار در کنار خاطرات تلخ بیماری و فاصله از جامعه بود.
امروز اما، به همت مجموعه درمانی، شهرداری و شورای اسلامی شهر و همراهی خیرین، بخشی از این خانهها بازسازی شده و فضای بیمارستان نیز تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. تغییراتی که البته پایان همه مشکلات نیست، اما میتواند بخشی از دشواریهای زندگی را از دوش ساکنان بردارد.
وقتی یک صدا، بغض سالها را بیدار میکند

وارد بیمارستان میشویم. تعدادی از بیماران با دیدن گروه بازدیدکننده به طرفمان میآیند. بعضی درخواست بیسکویت دارند و بعضی سیگار میخواهند. رفتارهای ساده و روزمرهای که ما را به یاد نیازهای مشترک انسانها میاندازد؛ نیازهایی که پشت دیوارهای بیمارستان هم از میان نمیروند.
به اتاقهای بستری سر میزنیم. قرار است از نزدیک با شرایط بیماران آشنا شویم، اما گاهی آنچه در چند لحظه دیده میشود، بیش از ساعتها شنیدن و نوشتن، در ذهن میماند.
وارد یکی از اتاقها میشوم. زنی نزدیک به ۹۰ سال، سالخورده و نحیف، روی تخت بستری است. صورتش پوشیده شده و بنا بر توضیح پرستار، عوارض بیماری آسیبهای شدیدی به چهره و بینایی او وارد کرده است.
هنوز به او نزدیک نشدهام که صدای قدمها را میشنود و نالهای از او بلند میشود.
همین صدا کافی است تا بغضی که نمیدانم از کجا در گلویم جمع شده، راه نفسم را ببندد. لحظهای میایستم؛ کلمات از ذهنم کنار میروند و جای خود را به سکوت میدهند.
چه میتوان نوشت از زنی که نزدیک به یک قرن زندگی را پشت سر گذاشته و اکنون حتی دیدن چهره کسی که به ملاقاتش آمده، از او دریغ شده است؟ چه میتوان گفت از سالهایی که بیماری، علاوه بر جسم، بخشهایی از زندگی اجتماعی آدمها را نیز تحت تأثیر قرار داده است؟
از اتاق بیرون میآیم. بغض هنوز همراهم است. خبرنگار بودن، گاهی یعنی باید آنچه را دیدهای روایت کنی؛ حتی وقتی خودت برای کنار آمدن با آنچه دیدهای، به زمان نیاز داری.
باباباغی فقط یک بیمارستان نیست؛ خانه آدمهایی است که به دیدهشدن نیاز دارند
در بخشهای مختلف مجموعه، بیماران سالخورده مبتلا به جذام و افرادی با عوارض و معلولیتهای ناشی از این بیماری زندگی میکنند. در کنار آنان، بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی مزمن نیز در بخشهای اختصاصیافته نگهداری میشوند.
اینجا تنها محل دریافت خدمات درمانی نیست؛ برای بسیاری از ساکنان، خانهای است که سالهای طولانی زندگیشان در آن گذشته است. جایی که مراقبت پزشکی، رسیدگی روزمره و برخورد انسانی، هر سه در کیفیت زندگی آنان نقش دارند.
جذام امروز بیماری قابل درمانی است؛ اما در برخی مبتلایان قدیمی، آسیبهای جسمی و معلولیتهای ناشی از تشخیص دیرهنگام یا پیشرفت بیماری همچنان باقی مانده است. همین واقعیت، اهمیت مراقبت مستمر و حفظ کرامت این بیماران را دوچندان میکند.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، این است که هیچ بیماری نباید بهدلیل ظاهر متفاوت، معلولیت یا پیشینه بیماریاش از احترام و توجه اجتماعی محروم شود. رنج این آدمها تنها به آنچه بر جسمشان گذشته محدود نیست؛ نگاه جامعه نیز میتواند زندگی را برایشان آسانتر یا دشوارتر کند.
۸۰ خانه بازسازی شد؛ تغییری که در زندگی روزمره معنا پیدا میکند
به سمت خانههای محل سکونت بیماران میرویم؛ خانههایی که بازسازی آنها یکی از مهمترین بخشهای تغییرات اخیر باباباغی است.
در یکی از واحدهای بازسازیشده، بانویی سپیدمو با چارقد گلدار قرمز به استقبال گروه میآید. آرام و صمیمی از خانهاش میگوید؛ از سقف و دیوارهایی که تعمیر شدهاند و از شرایطی که نسبت به گذشته بهتر شده است.
از حرفهایش میتوان فهمید که گاهی یک تغییر به ظاهر ساده، چه اندازه در زندگی روزمره اهمیت دارد. او از روزهایی میگوید که باد سرد کوهستان از درزهای خانه به داخل نفوذ میکرد و تحمل سرمای هوا را دشوار میساخت. حالا پس از بازسازی، شرایط سکونتش بهتر شده است.
از حضور تیم پزشکی و ویزیتهای هفتگی نیز سخن میگوید؛ رسیدگیهایی که برای افرادی با شرایط جسمی خاص، اهمیتی فراتر از یک مراجعه معمول پزشکی دارد.
خانه برای هر انسانی، بیش از چند دیوار و سقف است؛ پناهگاهی برای استراحت، آرامش و احساس امنیت. برای سالمندی که سالها با عوارض بیماری زندگی کرده، تعمیر سقف و دیوارها میتواند بخشی از سختیهای هر روز را کمتر کند.
علی اصغرزاده، رئیس مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی رازی تبریز، در تشریح اقدامات انجامشده از بازسازی اساسی ۸۰ واحد مسکونی در مجتمع باباباغی خبر میدهد. به گفته او، این اقدامات با استفاده از اعتبارات سازمان برنامه و بودجه انجام شده است.
او همچنین از اجرای حدود ۱۰۰ پروژه کوچک و بزرگ در بیمارستان رازی و مجتمع باباباغی خبر میدهد و میگوید بخشهایی از فضاهای بستری که با فرسودگی مواجه بودند، با کمک شهرداری و شورای اسلامی شهر بازسازی شدهاند.
به گفته رئیس این مرکز، حدود ۸۰ بیمار مبتلا به جذام در باباباغی حضور دارند و کمسنترین بیمار این مجموعه حدود ۵۰ سال دارد؛ آماری که نشان میدهد با وجود ریشهکنی بیماری در معنای کنترل گسترده آن، مراقبت از بازماندگان قدیمی و عوارض بیماری همچنان ضرورتی جدی است.
تنها مرکز تخصصی جذام کشور؛ با بیمارانی از استانهای مختلف
باباباغی تنها بیمارستان تخصصی کشور برای بیماران مبتلا به جذام معرفی شده است؛ مرکزی که بیماران از استانهای مختلف، از جمله ایلام، کرمانشاه، کردستان، گیلان، همدان و خراسان رضوی، برای دریافت خدمات درمانی به آن مراجعه کرده یا در آن بستری شدهاند.
اصغرزاده با اشاره به مشکلات گذشته این مجموعه میگوید باباباغی حدود ۲۰ سال فاقد پروانه فعالیت بوده و همین مسئله، امکان بهرهمندی از حمایت بیمهها را با مشکل مواجه کرده بود. به گفته او، اکنون مجوز این مجموعه با ظرفیت ۴۲۸ تخت صادر شده و زمینه برخورداری از پوشش بیمهای فراهم شده است.
او همچنین از پرداخت ماهانه یک میلیون تومان به هر بیمار مبتلا به جذام از محل کمکهای خیرین خبر میدهد؛ حمایتی که در کنار خدمات درمانی و مراقبتی، بخشی از نیازهای این بیماران را پوشش میدهد.
در همین مجموعه، حدود ۳۰۰ بیمار مبتلا به اختلالات روانپزشکی مزمن نیز نگهداری میشوند. به گفته اصغرزاده، سیاست درمانی مجموعه بر تفکیک بیماران حاد و مزمن استوار است؛ بهگونهای که بیماران حاد روانپزشکی در بیمارستان رازی و بیمارانی که به مراقبت و بستری طولانیمدت نیاز دارند، در مجتمع باباباغی نگهداری میشوند.
«بیمار بهجز رنج بیماری، رنج دیگری نکشد»؛ شعاری که باید در زندگی بیماران دیده شود
بابک رشتی، مدیر بیمارستان و مجتمع باباباغی، با اشاره به هزینههای نگهداری و مراقبت از بیماران میگوید بهازای هر بیمار مبتلا به جذام، ماهانه حدود ۶۵ میلیون تومان هزینه میشود؛ هزینهای که به گفته او، از محل منابع بیمهای و کمکهای خیرین تأمین میشود و هیچ مبلغی از خود بیماران دریافت نمیشود.
او تأکید میکند که هدف مجموعه، تحقق این شعار است: «بیمار بهجز رنج بیماری، رنج دیگری نکشد.»
این جمله، در فضای باباباغی معنایی ملموستر پیدا میکند؛ جایی که شماری از بیماران با عوارض سنگین و محدودیتهای جسمی زندگی میکنند و برای گذراندن روزهایشان به مراقبت و حمایت مستمر نیاز دارند.
مدیر این مجموعه همچنین از نبود بحران آب و برق در شرایط فعلی خبر میدهد و میگوید طرح احداث تصفیهخانه فاضلاب با هزینه برآوردی حدود ۲۰ میلیارد تومان مطرح است. قرار است با همکاری چند شرکت، امکان بازچرخانی آب و استفاده مجدد از پساب تصفیهشده فراهم شود.
باباباغی تغییر کرده است؛ اما مسئولیت جامعه تمام نشده
در مسیر بازگشت، درختان سرسبز و فضای آرام مجموعه بار دیگر به چشم میآیند. خانههایی که بازسازی شدهاند، بخشهایی که رنگ تازه گرفتهاند و بیمارستانی که شرایط آن نسبت به سالهای گذشته بهبود یافته است، همه نشانههایی از تغییرند.
اما در کنار این تغییرات، تصویر آن زن سالخورده هنوز از ذهنم بیرون نمیرود؛ صدای قدمها، نالهای که از اتاق بلند شد و بغضی که فرصت نداد همان لحظه چیزی بنویسم.
باباباغی امروز با گذشتهاش تفاوت دارد. بازسازی خانهها، بهبود بخشهای درمانی، فراهمشدن امکان پوشش بیمهای و همراهی خیرین، اقداماتی ارزشمند برای بهترشدن شرایط زندگی ساکنان این مجموعه است. با این حال، مراقبت از بیمارانی که سالهای طولانی با معلولیت و عوارض بیماری زندگی کردهاند، به توجهی مداوم نیاز دارد؛ توجهی که نباید به زمان بازدیدها و خبرها محدود شود.
شاید مهمترین پرسش پس از این بازدید، تنها این نباشد که چند خانه بازسازی شده یا چه تعداد پروژه به اجرا درآمده است؛ بلکه این باشد که آیا آدمهایی که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، امروز بیش از گذشته احساس امنیت، احترام و تعلق میکنند؟
باباباغی به ساختمانهای نوسازیشده نیاز دارد؛ به تجهیزات پزشکی، منابع مالی پایدار و حمایت خیرین نیز نیازمند است. اما در کنار همه اینها، به نگاهی انسانی احتیاج دارد که بیماران را نه با نام بیماریشان، بلکه بهعنوان انسانهایی با حق زندگی شایسته ببیند.
در پایان این بازدید، یک حقیقت بیش از هر چیز در ذهنم میماند: گاهی بازسازی یک خانه، فقط تعمیر سقف و دیوار نیست؛ تلاشی است برای بازگرداندن اندکی آرامش به زندگی انسانی که سالها بار رنج را به دوش کشیده است.
و باباباغی، با همه زخمهای گذشته و تغییرات امروز، هنوز روایت آدمهایی را در دل خود دارد که سزاوارند نه فقط درمان شوند، بلکه دیده شوند؛ با احترام، با مهربانی و بیهیچ قضاوتی.
