نشست نقد ادبی کتاب ماه تبریز با عنوان کتاب(تاریخ اطاق تبریز) با حضور کارشناسان حوزه فرهنگ، کتاب، کتابخوانی، اساتید دانشگاهی و فعالان این عرصه در اتاق بازرگانی تبریز برگزار شد.
اسد بابایی، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی در این نشست با تأکید بر پیوند ناگسستنی اقتصاد و فرهنگ گفت: اگر اقتصاد، صنعت و اتاق بازرگانی را از فرهنگ جدا کنیم، نمیتوان انتظار داشت که فرهنگ و زیرساختهای فرهنگی بهتنهایی مسیر توسعه و بالندگی را طی کنند.
وی با اشاره به نقش فعالان اقتصادی و تجار تبریز در توسعه زیرساختهای فرهنگی اظهار کرد: ارتباط میان اقتصاد و فرهنگ موضوعی جدی و تاریخی است و اسناد موجود نشان میدهد بسیاری از بزرگان اقتصادی تبریز در شکلگیری و توسعه نهادهای فرهنگی این شهر نقش داشتهاند.
وی از انتشار سندی تاریخی درباره مشارکت مردم و فعالان اقتصادی تبریز در شکلگیری کتابخانه ملی ایران خبر داد و گفت: این سند تاکنون منتشر نشده و بهزودی منتشر خواهد شد. در این سند اسامی افرادی که برای شکلگیری کتابخانه ملی ایران کمک مالی کردهاند، ثبت شده است.
بابایی ادامه داد: در میان این افراد نام بزرگان و چهرههایی همچون حاج محمد نخجوانی، محمدعلی حیدرزاده، دکتر صفیزاده، حاج آقا صادقی، شرکت روشنایی تبریز، بانو اعظم مراجعی و کارخانه چرمسازی خسروی دیده میشود که برخی از آنها در آن زمان مبالغ قابل توجهی برای شکلگیری کتابخانه اهدا کردهاند.
وی افزود: کتابخانه مرکزی تبریز امروز به یکی از بزرگترین تالارهای خلاقیت و مراکز فرهنگی کشور تبدیل شده و در حوزه کودک و نوجوان نیز از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است که بخش مهمی از این اقدامات با حمایت مسئولیتهای اجتماعی انجام شده است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی با اشاره به ساختار کتابخانههای عمومی گفت: کتابخانه عمومی یک نهاد عمومی غیردولتی است و منابع مالی آن محدود است، بنابراین نمیتوان انتظار داشت تمام نیازهای توسعهای کتابخانهها تنها از محل اعتبارات عمومی و سهم نیم درصد درآمد شهرداریها تأمین شود.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی صنایع و بنگاههای اقتصادی میتواند به عنوان یک ظرفیت مهم برای توسعه کتابخانهها و زیرساختهای فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.
وی با اشاره به فعالیت کتابخانهها در زندانهای استان نیز گفت: در استان آذربایجانشرقی پنج زندان را تجهیز کردهایم و برای آنها کتابخانه ایجاد شده است. اتفاق جالب این است که در میان گروههای مختلف، زندانیان از جمله مخاطبانی هستند که استقبال قابل توجهی از کتاب و کتابخانه دارند.
مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی در ادامه از اجرای طرحی برای مشارکت عمومی در توسعه کتابخانهها خبر داد و گفت: طرحی با عنوان «یک دانش» در دست اجراست که بر اساس آن، مردم میتوانند حتی با خرید یک صندلی برای کتابخانه محل زندگی خود در توسعه فضای کتابخوانی مشارکت کنند.
وی افزود: در این طرح، فردی که امکان کمک مالی گسترده ندارد نیز میتواند یک صندلی یا وسیله مورد نیاز کتابخانه را تهیه کند و نام او به عنوان اهداکننده در همان کتابخانه ثبت شود.
بابایی گفت: حتی فردی که ۲۰۰ هزار تومان در اختیار دارد میتواند با خرید یک صندلی کودک در این طرح مشارکت کند و این مشارکت کوچک نیز به عنوان بخشی از جریان توسعه فرهنگ کتابخوانی ثبت خواهد شد.
تاریخ اتاق تبریز تاریخ خاندانهایی است که اقتصاد این شهر را ساختهاند
ساسان نیکرفتار خیابانی، یک جامعهشناس نیز در این نشست با تأکید بر نقش خاندانهای تجاری در شکلگیری و توسعه نهادهای اقتصادی تبریز گفت: تاریخ اتاق تبریز را نمیتوان صرفاً تاریخ یک نهاد دانست، بلکه این تاریخ تا حد زیادی روایت خاندانهایی است که چند نسل در بازار تبریز فعالیت کرده و بخشی از سرمایه اقتصادی و اجتماعی خود را به تهران و اقتصاد ملی ایران منتقل کردهاند.
وی به یک تجربه زیستی خود در مورد تاریخ اتاق تبریز اشاره کرد و افزود: در پژوهشی که در قالب رساله دکتری خود در حوزه جامعهشناسی اقتصادی و توسعه با عنوان «مطالعه کنش اقتصادی تجار تبریز و آذربایجان در دوره مشروطه و حکومت رضاشاه براساس نظریه حکشدگی ترکیبی» انجام دادهام، هرچه بیشتر در اسناد و زندگی تجار تبریز پیش رفتم، یک نکته برایم برجستهتر شد و آن اینکه تاریخ اتاق تبریز را نمیتوان صرفاً تاریخ یک نهاد دانست.
وی ادامه داد: تاریخ اتاق تبریز تا حد زیادی تاریخ خاندانهایی است که اقتصاد این شهر را ساختهاند، خاندانهایی که چند نسل در بازار تبریز حضور داشتند، اعتبار و شبکه اجتماعی داشتند، با قفقاز، عثمانی، روسیه و اروپا تجارت میکردند، در امور عمومی شهر مشارکت داشتند و در نهایت، بخشی از آنان در شکلگیری و اداره نهادهایی مانند مجلس تجارت، اتاق تجارت و اتاق بازرگانی نقش ایفا کردند.
نیکرفتار با اشاره به یافتههای پژوهش خود گفت: تجار تبریز را نباید صرفاً «بازرگان» به معنای امروزی کلمه تصور کرد، آنها بخشی از نخبگان اجتماعی شهر بودند و قدرتشان تنها از سرمایه مالی ناشی نمیشد، بلکه اعتماد، خوشنامی، روابط خویشاوندی، شبکههای صنفی و ارتباطات گسترده تجاری، بخشی از سرمایه اجتماعی آنان را تشکیل میداد.
وی افزود: به همین دلیل، تشکلیابی تجار در تبریز نیز اتفاقی نبود. بررسیهای تاریخی نشان میدهد که بازرگانان تبریز حدود ۱۷۰ سال پیش نخستین اجتماعات و مجالس تجاری را در این شهر شکل دادند و بهتدریج از نظام سنتی «رئیسالتجار» و «ملکالتجار» به سمت یک نظام مشورتی و انتخابی حرکت کردند.
وی سپس به موضوع مهاجرت برخی خاندانهای تجاری تبریز پرداخت و گفت: پرسش مهم این است که چه اتفاقی افتاد که بخشی از همان خاندانهایی که این نهادها را ساخته بودند، در دهههای بعد تبریز را ترک کردند؟
وی ادامه داد: با بررسی فهرست اعضای هیئت نمایندگان اتاق تجارت و اتاق بازرگانی تبریز با نامهایی مواجه میشویم که هرکدام بخشی از تاریخ اقتصادی این شهر هستند، از جمله خاندانهای آنتیکچی، احمدزاده دهقان، ارومچی، اصغرزاده پارسا، جعفر اصفهانی، ایپکچی، درزهکنانی، رحیمزاده خویی، صدقیانی، صدقیانیزاده و ودودسیدی.
نیکرفتار خیابانی بیان کرد: بررسی اسناد اتاق و روایت خانوادههای این تجار نشان میدهد شمار قابل توجهی از آنان بهتدریج فعالیت اقتصادی خود را از تبریز به تهران منتقل کردند، اما این مهاجرت را نباید صرفاً با یک توضیح ساده اقتصادی، مانند بزرگتر بودن بازار تهران، تفسیر کرد.
وی با اشاره به مفهوم «ناامنی نهادی» در پژوهش خود گفت: ممکن است یک تاجر سرمایه داشته باشد، بازار را بشناسد و حتی مشتری نیز داشته باشد، اما اگر احساس کند قواعد بازی دائماً تغییر میکند، امنیت سرمایهاش تضمین نیست و دسترسی او به فرصتهای اقتصادی محدود شده است، رفتار اقتصادی او نیز تغییر خواهد کرد.
این جامعهشناس با اشاره به نمونه حاج جواد درزهکنانی، از اعضای هیئت نمایندگان اتاق تجارت تبریز، اظهار کرد: سرگذشت او نمونهای از چیزی است که در پژوهش از آن با عنوان «فکشدگی اجباری» یاد کردهام.
وی ادامه داد: در مقابل، در خاندان صدقیانی و صدقیانیزاده الگوی متفاوتی مشاهده میشود. نسل اول تا حد امکان در تبریز میماند و بر سرمایه اعتباری و شبکه اجتماعی خود تکیه میکند، اما نسلهای بعدی بهتدریج تهران را بهعنوان محل اصلی فعالیت انتخاب میکنند. با این حال، حتی پس از مهاجرت نیز ارتباط با تبریز کاملاً قطع نمیشود و نوعی شبکه دوکانونی میان تبریز و تهران شکل میگیرد.
نیکرفتار خیابانی گفت: در مورد خاندانهای ارومچی و اصغرزاده پارسا نیز اسناد اتاق تجارت نشان میدهد که مهاجرت در واکنش به بیثباتی بازار و انسداد فرصتهای نهادی اتفاق افتاده است. در مورد خاندان ارومچی، ابتدا سرمایه به تهران منتقل میشود و سپس بهتدریج افراد و شبکه انسانی خانواده نیز همان مسیر را طی میکنند.
وی افزود: خاندان آنتیکچی نیز نمونه دیگری است. این خاندان سالها در هیئت نمایندگان اتاق تجارت تبریز حضور داشت، اما با تمرکز تدریجی اقتصاد در تهران و تغییر شرایط تجارت خارجی، در دهه ۱۳۲۰ به تهران منتقل شد، هرچند برای مدتی ارتباط خود را با بازار تبریز حفظ کرد.
این جامعهشناس درباره خاندان احمدزاده دهقان نیز اظهار کرد: در مورد این خاندان نیز تقریباً همین الگو دیده میشود؛ حضور در هیئت نمایندگان اتاق در دهه ۱۳۱۰ و سپس انتقال فعالیت به تهران در دهه ۱۳۲۰.
وی تأکید کرد: بنابراین، با یک یا دو مورد استثنایی روبهرو نیستیم، بلکه با یک الگوی تاریخی مواجهیم.
نیکرفتار خیابانی با بیان اینکه «سرمایه فقط پول نیست»، گفت: این تجار زمانی که از تبریز رفتند، تنها پول خود را با خود نبردند، بلکه شبکه، تجربه، دانش تجارت، اعتبار خانوادگی، ارتباطات بینالمللی و مهمتر از همه، یک فرهنگ اقتصادی را نیز با خود منتقل کردند.
وی افزود: به همین دلیل بسیاری از خاندانهای تبریزی پس از مهاجرت، در تهران و بعدها در اقتصاد ملی ایران دوباره به بازیگران مهم اقتصادی تبدیل شدند. این همان چیزی است که در رساله از آن به عنوان «بازحکشدگی» یاد کردهام.
این جامعهشناس توضیح داد: تاجر از محیط اقتصادی و اجتماعی قبلی خود جدا میشود، اما در محیط جدید از صفر شروع نمیکند؛ بلکه شبکههای خویشاوندی و اعتماد را بازسازی کرده، با دیگر مهاجران تبریزی ارتباط برقرار میکند و سرمایه اجتماعی گذشته خود را در محیط جدید به کار میاندازد.
وی ادامه داد: از این منظر، مهاجرت این خاندانها را میتوان نوعی انتقال مرکز ثقل سرمایه اقتصادی و اجتماعی از تبریز به تهران دانست.
نیکرفتار خیابانی با اشاره به اهمیت مطالعه تاریخ اتاق تبریز گفت: وقتی فهرست هیئت نمایندگان دورههای مختلف را بررسی میکنیم، نباید فقط به دنبال نام افراد باشیم؛ پشت هر نام، یک خاندان، یک شبکه اقتصادی و گاه چند نسل فعالیت تجاری قرار دارد.
وی خاطرنشان کرد: خاندانهایی مانند صدقیانی، درزهکنانی، رحیمزاده خویی، ودودسیدی، ارومچی، آنتیکچی و احمدزاده دهقان صرفاً اسامی یک فهرست تاریخی نیستند، بلکه هرکدام یک پرونده برای فهم تحولات اقتصاد تبریز و حتی اقتصاد ایران محسوب میشوند.
این جامعهشناس با اشاره به کتاب «تاریخ اطاق تبریز» گفت: یکی از ارزشهای مهم این کتاب این است که مواد اولیه چنین پژوهشهایی را در اختیار ما قرار میدهد و میتواند زمینه را برای مطالعه تاریخ اجتماعی و اقتصادی تجار تبریز فراهم کند.
وی تأکید کرد: امروز بیش از گذشته نیازمند آن هستیم که تاریخ اتاق را از سطح «تاریخ سازمان» به سطح «تاریخ اجتماعی و اقتصادی تجار» ارتقا دهیم و بدانیم اعضای هیئت نمایندگان چه کسانی بودند، از کدام خاندانها میآمدند، با چه کشورهایی تجارت میکردند، چه شبکههایی داشتند، چه نسبتی با تحولات سیاسی زمان خود برقرار میکردند، چرا برخی ماندند و برخی رفتند و نسلهای بعدی آنها چه شدند.
نیکرفتار خیابانی گفت: مطالعه این خاندانها در رساله من نشان داد که کنش اقتصادی تجار تبریز را نمیتوان صرفاً با سود و زیان توضیح داد، رفتار آنها در شبکهای از خانواده، بازار، اعتماد، هویت محلی، سیاست دولت، تحولات بینالمللی و تجربههای تاریخی شکل گرفته بود.
وی با اشاره به درسهایی که این تجربه تاریخی برای امروز دارد، اظهار کرد: اگر یک شهر میخواهد سرمایه و کارآفرین خود را حفظ کند، تنها داشتن بازار و امکانات فیزیکی کافی نیست؛ سرمایه به امنیت نهادی، اعتماد، امکان مشارکت و احساس تعلق نیز نیاز دارد.
نیکرفتار خیابانی گفت: در کنار ثبت تاریخ اتاق، یکی از مهمترین اقداماتی که امروز باید انجام شود، ثبت تاریخ شفاهی خاندانهای تجاری تبریز است تا پیش از آنکه آخرین حلقههای حافظه این خاندانها از میان برود؛ چراکه پشت هر نامی که امروز در اسناد قدیمی اتاق میبینیم، نه فقط یک تاجر، بلکه بخشی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی تبریز ایستاده است.
