• امروز : شنبه - ۱۶ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 6 June - 2026

«کرونا» احترام سرش نمی شود

  • کد خبر : 1680
  • ۲۳ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۵
«کرونا» احترام سرش نمی شود

بحث «کرونا» بد جوری اعصاب مردم را به هم ریخته است. یعنی تمام زندگیشان شده است طوری که عید را فراموش کرده اند. هر سال این موقع ها خانم های خانه خانه تکانی را شروع می کردند، رفت و روب می کردند، برای عید برنامه ریزی می کردند. عده ای موافق مسافرت بودند و عده […]

بحث «کرونا» بد جوری اعصاب مردم را به هم ریخته است. یعنی تمام زندگیشان شده است طوری که عید را فراموش کرده اند. هر سال این موقع ها خانم های خانه خانه تکانی را شروع می کردند، رفت و روب می کردند، برای عید برنامه ریزی می کردند. عده ای موافق مسافرت بودند و عده ای ترجیح می دادند عید را در خانه هایشان بمانند و دید و بازدید از فامیل را فرصتی برای تجدید دیدارها می دانستند. بحث میوه و شیرینی و خریدهای عید هم جای خود داشت. این برنامه ها هر سال تکرار می شد یعنی در طول تاریخ همین بوده است اما امسال میهمانی که می گویند ناخوانده ولی در حقیقت نوعی خوانده است میهمان خانه هایمان شده و دو دستی یقه مردم را چسبیده و توان حرکت و شور و شادی را از آن ها گرفته است.

امسال عیدمان غمگین تر است، بی رمق و بی رونق است، «کرونا» بد جوری حال گیری کرده است. ویروسی که بلای جان مردم شده تجربه تلخی از خود در تاریخ به یادگار خواهد گذاشت.

این ویروس بد ترکیب از وقتی وارد زندگیمان شد همه چیز را زیر و رو کرد. بعضی ها به مزاح می گویند بهداشت و نظافت را برایمان دیکته کرد، بعضی ها  می گویند ما را به خود آورد و عده ای هم می گویند خانواده را دور هم جمع و در خانه هایشان حبس کرد.

صبح که از خانه به قصد کار خارج می شویم ماسک و دستکش و وسایل ضد عفونی شده است همراه و دوست نزدیکمان. به دستگیره ها دست نزن، دکمه های آسانسور را با دست فشار نده، روبوسی نکن، دست نده، نزدیک نشو و… جملاتی است که هر روز دهها بار می شنویم و شده است سوهان روحمان. تازه به دفتر کارمان که می رسیم قبل از شروع کار میز و دستگاه های رایانه را ضد عفونی می کنیم و با فاصله از همکاران کارهایمان را راه می اندازیم.

نشست های خبری تعطیل شده، همایش ها و هرگونه تجمع و نیز برنامه های عید نوروز لغو شده است. خبرها را از طریق تلفن و روابط عمومی ها دریافت می کنیم.

 بد جوری دلم هوای تهیه گزارش از بازار تبریز کرده است اما خانواده ام شدیدا منع کرده اند می گویند وقتی هشتک در «خانه بمانیم» را راه می اندازی اول باید خودت در خانه بمانی اما من یک خبرنگارم و رسالت دارم از طرفی دلم می خواهد در بین مردمی بروم که علیرغم هشدارهای بهداشتی و خبرهای ناگوار از مرگ و میر «کرونا» باز هم در بازار آزادانه قدم می زنند. بدون ماسک و دستکش و رعایت موارد بهداشتی.

بالاخره دل را به دریا می زنم و خود را مسلح کرده و روانه بازار می شوم. بیستم اسفند و بعد از ظهر ساعت سه و نیم است. عجب غلغله ای است گویا «کرونا» به این شهر نیامده است. عده بسیار معدودی ماسک بر دهان دارند و دستکش به دست. اینان یا کرونا را باور ندارند و یا از خطرات آن ناآگاهند.

بازار دستفروش ها گرمتر است. به اطراف نظری می اندازم. مادری را می بینم که دست کودکش را گرفته و داخل پاساژ کیان می شود. دنبالش می روم به او که می رسم صدایش می کنم خانم! می ایستد؛ با منی؟ می گویم بله یک سئوالی ازتون داشتم می گوید من اهل تبریز نیستم از کس دیگری بپرسید می گویم آدرس نمی پرسم فقط کنجکاوم که بدانم با وجود شیوع بیماری چرا به بازار آمده اید؟ گویا از سئوالم چندان خوشش نیامده است زیرا سئوالم را با سئوال پاسخ میدهد خانم شما چرا آمده اید من هم به همین دلیلی که شما آمده اید آمده ام.

راست می گوید حرفش منطقی است تهیه گزارش یا کنجکاوی نمی تواند دلیلی برای حضور در تجمعاتی نظیر بازار باشد با این حال خود را معرفی می کنم و سئوالم را با جمله ای کوتاه پاسخ می دهد خانم! بچه کرونا مرونا حالیش نیست عید است و می خواهد لباس نو بپوشد می گویم از کجا آمده اید می گوید از روستاهای اطراف.

سراغ خانواده دیگری می روم انها اهل تبریز هستند و برای تهیه لباس عید آمده اند می گویم مگر امسال دید و بازدید دارید؟ می گوید بالاخره باید به خانه نزدیکان که برویم نمی شود آن ها بزرگ هستند و احترامشان واجب. می گویم «کرونا» احترام سرش نمی شود و شوخی بردار هم نیست می گوید خانم این کرونا مثل مهریه است کی داده کی گرفته یک عید داریم آن ها را هم این دولت خراب می کند…

جای بحثی نبود با خود می گویم اگر بازار تعطیل می شد و جلوی دستفروش ها را می گرفتند این مردم مجبور می شدند در خانه بمانند بنابراین سراغ دستفروش می روم که بساط خود را در سه راه امین پهن کرده است سرش کمی خلوت است و راحت تر می توانم با وی صحبت کنم. می گوید شما حقوق دارید و هر ماه حقوقتان واریز می شود و در ضمن خانم هم هستید و آقای خانه نیستید که هر روز عصر که به خانه برمی گردید اهل و عیال چشمانشان به دستانت باشند. انها غذا می خواهند، لباس می خواهند، صاحبخانه اجاره اش را می خواهد، دولت پول آب و برق و گاز می خواهد، بانک اقساطش را می خواهد و طلبکاران هم پولشان را می خواهند که به اواخر سال حواله شان کرده ایم. همه طلبکاران را به این موقع از سال حواله میدهیم تا چندر غازی که در می آوریم هم قرض و قوله هایمان را بدهیم هم شکم اهل و عیال را سیر کنیم حالا هم که وضعمان این جوری شده چکار کنیم بریم بشینیم خونه و از گرسنگی بمیریم و در را هم از ترس طلبکاران به روی هیچ کس باز نکنیم. خانم دلت خوش هست ها.

تا خواستم بگویم که مردن بهتر است یا با شکم گرسنه در خانه ماندن گفت: من حاضرم بمیرم اما شرمنده اهل و عیالم نباشم. مشغول بحث بودیم که خریداری که گوش ایستاده بود گفت: خانم این بیماری را دولت خودش وارد کشور کرده است حالا که اومده باید دولت خودش هم راست و ریس کند. پول آب و برق و گاز را بدهد، یک ماه حقوق کارگری به مردم بپردازد و اقساط را هم سه ماه به تاخیر بیندازد این ها را هم  «اشاره به دستفروشها» تعطیل کنند و بروند خانه هایشان.

حرف هایی را که آماده کرده بودم در مواجهه با دستفروشان بزنم همگی در گلویم خشکیده بود از هر کس هم در مورد نزدن ماسک و دستکش می پرسیدم می گفتند خانم شما بدهید ما بزنیم. این همه ماسک های احتکاری کشف شده داره کجا میره، با پول هم داریم دنبالش می گردیم نیست.

 چند نفر هم با دیدن ماسک و دستکش هایم سرزنشم کردند که چرا این بچه بازی ها را در می آورم و این مزخرفات «کرونا» را باور دارم.  می گفتند این ها همه اش دروغ است و دولت عمدا این کار را کرد که دلار را از مرز سیزده هزار به مرز هفده هزار برساند و….

دیگر ماندنم در بازار جایز نبود حالا حس کنجکاویم ارضاء و گزارشم هم تهیه شده بود اما سخنان آخر مرد میانسال که «کرونا» را بازی دولت می دانست ابتدا مسخره به نظر می رسید اما با یادآوری پنهان کاری و دروغ های دولت در ماه های گذشته این حرفش جای تأمل داشت.

 

لینک کوتاه : https://tanishnews.ir/?p=1680

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.