• امروز : شنبه - ۱۶ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 6 June - 2026

طبقات مختلف مردم روزهای قرنطینه را چگونه می گذرانند؟/کارگران «جان مزد» و مرفهین بی درد چطور؟

  • کد خبر : 1824
  • ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۹:۵۲
طبقات مختلف مردم روزهای قرنطینه را چگونه می گذرانند؟/کارگران «جان مزد» و مرفهین بی درد چطور؟

با رعایت فاصله در صف نان ایستاده ام. هر جا می روی صحبت از بیماری منحوس «کروناست» مرد میانسالی که ظاهرش گویای چگونگی گذران زندگیش هست زیر لب می گوید: «کرونا» زندگیم را به هم ریخته است، می گویم برادر زندگی همه بهم ریخته، اقتصاد نابسامانمان فلج تر شده است، ماهها باید تا جبران شود […]

با رعایت فاصله در صف نان ایستاده ام. هر جا می روی صحبت از بیماری منحوس «کروناست» مرد میانسالی که ظاهرش گویای چگونگی گذران زندگیش هست زیر لب می گوید: «کرونا» زندگیم را به هم ریخته است، می گویم برادر زندگی همه بهم ریخته، اقتصاد نابسامانمان فلج تر شده است، ماهها باید تا جبران شود اما سلامتی مهم تر است باید باز شکر کنیم که فعلا سلامتیم. نگاه پر از دردش را بمن می دوزد نگاهش پر از حرف است ابتدا می خواهد حرفی را که تا زیر زبانش آمده قورت بدهد اما دل پردردش اجازه نمیدهد و می گوید خواهر من این نانی که به سر سفره زن و بچه ام می برم به زور تهیه می کنم امثال من بمیرند بهتر از این زندگیست. دوباره چشمانش را به اسفالت خیابان می دوزد.

حرفی ندارم بزنم اما انگیزه ای می شود که گزارشی از روزهای قرنطینه از طبقات مختلف جامعه تهیه کنم. پیدا کردن افراد متوسط جامعه یا افرادی که حداقل دستشان به دهانشان می رسد زیاد سخت نیست. مرفهین بی درد هم که دسترسی به آنها ناممکن نیست می ماند طبقات زیر زیر خط فقر که با واسطه شماره چند نفرشان را پیدا می کنم.

تهیه گزارش آنطور که فکر می کردم چندان آسان نبود، جواب های این سئوال که روزهای قرنطینه را چگونه می گذرانید گاه آنچنان تلخ است که باور کنید ساعتها مرا به گریه وامی دارد. هرچند جواب های طنزی هم دارد  که لبخندی بر لب می آورد. اغلب خانواده ها از خانه ماندن خسته شده اند، از این که مجبورند هر روز درها و دستگیره ها را ضد عفونی کنند و دستانشان را بشورند.

خوردن، خوابیدن، مطالعه

تهیه گزارش را از بین همکاران خبرنگار شروع می کنم.

خانم بازگشا خبرنگار ایرنا با طنز می گوید این روزها را با خوردن و خوابیدن و اضافه کردن وزن می گذرانم

خانم نیر محمدی کلهر نیز از پایگاه شهریاران نیوز  می گوید: دم عید خانه تکونی کردم و بعد آن کتاب می خونم، شب زنده داری می کنم بعد می خوابم تا ساعت ۱۰ و بعد خونه رو جمع میکنم و بازم می خوابم تا ساعت ۶ و بعد بلند شدن و چایی خوردن و کتاب خوندن و به گوشی نگاه کردن و شب زنده داری روزهایم را می گذرانم.

خانم غلامی خبرنگار بسیج نیوز هم روزهایش را با خواندن کتاب و پختن غذاهای متنوع می گذراند و گاهی اوقات هم به کارگاه های دوخت ماسک سر می زند.

دوباره دریچه های روشنایی به رویمان گشوده می شود

سراغ خانواده هایی می روم که زندگی متوسطی دارند. اینان اغلب حقوق بگیرها و شغل های آزاد کم درآمد را شامل می شود. این خانواده ها هم تو این روزهای کرونایی از اندوخته هایشان مایه می گذارند و قبل از قرنطینه خانه را پر از خورد و خوراک و تنقلات کرده اند.

خانم فرشته که همسرش در بازار حجره دارد و اکنون با خانواده سه نفری خود روزهای قرنطینه را میگذرانند می گوید: قبل از عید خریدهای یک ماهه مان را کردیم اما غافل از این که این خریدها آذوقه یک هفته ای خواهد بود.

وی می گوید فقط می خوریم و می خوابیم و با تلویزیون و موبایل و تلفن خودمان را مشغول می کنیم. و هفته ای یک بار هم دوباره میریم خرید و ماشین را پر از خوراکی می کنیم و چند کیلو اضافه وزن پیداکرده ایم.

وی از این که هر روز مجبور است همه جا را ضد عفونی بکند و مراقب بیرون رفتن همسر و پسرش باشد گله می کند و می گوید: از بس دستانم را با آب و صابون شسته ام پوسته پوسته شده است.

خانم باوردی هم که همسرش استاد دانشگاه بوده با حقوق بازنشستگی همسرش زندگی می گذرانند از این که خانواده چهار نفریشان به خاطر روزهای کرونایی جمع هستند خوشحال است و می گوید پسر بزرگم دور کاری می کند و پسر کوچکم هم در خانه از ترس کرونا خود را زندانی کرده است و فقط با دنبال کردن اخبار کرونا و ماندن در خانه شدیدا افسرده شده ایم و منتظر روزهای بدون کرونا هستیم.

مهدی هم که سرباز هست و به خاطر شرایط موجود به مرخصی آمده است زیاد مراعات نمی کند و عصرها با دوستانش قراری می گذارند و شهر را دور می زنند و موقع برگشتن هم با غر زدن های مادرش و ضد عفونی و شستن لباس هایش مواجه می شود.

رضا هم که در آخرین روزهای اسفند دوران سربازیش به اتمام رسیده و نزد خانوده اش برگشته است می گوید: وقتی سرباز بودم ازادی بیشتری داشتم اما وقتی به خانه آمده ام کم مانده است مادرم پاهایم را غل و زنجیر کند تا در خانه بماند و من هم برای این که حرصش را دربیاورم فقط می خورم و دیگر سوراخی در خانه نمانده که دنبال خوراکی نگردم. هر روز کمدهای خالی را چند بار باز می کنم و می بندم با این امید که شاید مادرم یادش رفته خوراکی ها را پنهان کند. پدر این خانواده هم که درآمد متوسطی دارد مجبور است هر روز سرکار برود ولی زود برمی گردد و بقیه ساعات را با خانواده اش یا به اصطلاح با فضای مجازی سر می کند.

اما خانم المیرا.ح خانم خانه داری که همسرش شغل آزاد دارد حتی از شنیدن نام «کرونا» نیز وحشت دارد و از روزی که این ویروس شیوع پیدا کرده در خانه قرنطینه شده است و می گوید: من به قرنطینه عادت دارم دو سال قبل هم حدود دو هفته در خانه قرنطینه شده بودم البته با همسرم.

وی ادامه می دهد: دو سال پیش همسرم که به خاطر ید درمانی چند روز در بیمارستان بستری بود به مدت ۱۵ روز در منزل می بایست قرنطینه می شد من هم به عنوان یک همسر نمی توانستم تنهایش بگذارم بنابراین با به جان خریدن تمامی عوارض و خطراتی که می توانست برای من بوجود بیاورد همسرم را همراهی کردم چرا که وی همسرم، عشقم، تنها همدم و مونسم بود. با وی تا حصول نتیجه ماندم بدون این که نگرانی برای کسی بوجود بیاوریم و وی بهبودی کامل خود را به دست آورد. می خواهم بگویم در این شرایط بحرانی کرونایی ما باز هم به خاطر خودمان، عزیزانمان، هموطنانمان و فرزندان این مرز و بوم در خانه ماندیم و اگر همه، این روزها را تحمل کنند سختی ها تمام می شود و دوباره دریچه های روشنایی به رویمان گشوده می شود و سربلند از این امتحان هم بیرون خواهیم آمد.

قرنطینه خوش گذران ها و مرفهین چگونه می گذرد

اما در این میان خانواده هایی هم هست که نه تنها قرنطینه فرقی به حالشان از لحاظ مالی و یا تفریح نکرده بلکه شاید موقعیتشان هم بهتر شده است. بدون این که نامی از این افراد ببرم فقط قابل ذکر است  این عده با چند تلفن و دلالی کارشان را راه می اندازند، پروتئین بدنشان زیاد شده و می گویند جنس هایشان را که در انبارها یا گوشه فروشگاه هایشان مانده بعد از کرونا به چندین برابر قیمت به فروش خواهند رساند. اکثر این افراد ویلاهایی در خارج از شهر دارند که همه امکانات یک زندگی مرفه را دارد فرزندان این افراد هم نه غصه تنهایی را دارند و نه کمبود را، با دوستانشان در این ویلاها جمع می شوند و به خوشگذرانی مشغول هستند. تعطیلات هم مزید بر علت شده که بیشتر با دوستانشان وقت بگذرانند.

دوستی می گفت یکی از این بالانشینان مرفه به باغشان دعوت کرده بود وقتی گفتم باید در خانه بمانیم و تجمعات خطرناک است گفت مرگ برای کسانی است که سیستم ایمنی بدنشان ضعیف است بیا بد نمی گذرد.

راست هم می گفت کرونا ویروس ضعیف کشی است هرچند طبقات بالا و پایین را هم درگیر می کند اما اغلب مرگ را برای کسانی می آورد که سیستم ایمنی ضعیفی دارند.

اینان وقتی آب ها از آسیاب افتاد از کاخ هایشان بیرون آمده و دنباله رو ویروس کرونا خواهند بود و ضعیف کشی را ادامه خواهند داد.

جان مزدها  و ضعیف کشی «کرونا»

اما کرونا بیشترین آسیب را به طبقات بسیار پایین جامعه زده است. هم از لحاظ مرگ و میر هم از لحاظ گذران سخت زندگی.

اینان کارگران ساختمانی، شاگردان مغازه ها و فروشگاه ها، موبایل فروشی و قنادی ها و کارگاه ها و کارخانجاتی هستند که روزمزد بودند و یا سر هفته پولشان را می گرفتند و همان روز هم خرج زندگیشان می کردند.

اینان کسانی هستند که خیلی وقت است سفره شان کوچک شده است، مزه گوشت و ماهی از یادشان رفته و بوی برنج ایرانی را هم نمی توانند بکشند.

اینان کسانی هستند که به گیاهخواری روی آورده و سبزیجات و سیب زمینی و پیاز یک غذای شاهانه برایشان محسوب می شد و الان آن ها هم گیرشان نمی آید چرا که دیگر وسایلی ندارند تا بفروشند و سطح توقع خود را تا نان خالی پایین آورده اند.

چاه کن ها هم از جمله جان مزدهایی هستند که نانشان از ته چاه های نمور و خطرناک در می آید و در این روزها شرمنده اهل و عیالشان هستند.

کارگران قنادی های بزرگ، موبایل فروش ها و بسیاری از شغل ها که با تعطیلی آنها کارگرانشان بیکار شده اند و جزو شرمندگان نزد اهل و عیال هستند و اربابانشان منت برسرشان می گذارند که نگران کارشان نباشند و پس از باز شدن کارگاه و یامغازه هایشان دعوت بکار خواهند شد اما دریغ از پرداخت حقوق.

آقای ج. ن کارگر یکی از اصناف تبریز که نمی خواهد نامش ذکر شود ماهانه حدود یک و نیم میلیون تومان حقوق می گیرد، وی مستاجر بوده و تامین معیشت خانواده سه نفری بر عهده وی  می باشد.

وی می گوید: با روزی ۵۰ هزار تومان به سختی زندگیمان را می گذرانیم و برای این روزهای سخت قرنطینه هم هیچ برنامه ای نداشتیم یعنی هیچ ذخیره ای نداشتیم و خدا می داند این روزها برما چطور می گذرد و شرمنده اهل و عیالم هستم و با قرض کردن سر می کنم.

وی با اشاره به این که هنوز روزهای سختی در پیش داریم چرا که حقوق این یک ماه تعطیلی را نخواهیم گرفت می گوید: مستاجر و جزو بیماران خاص هستم چند سال پیش به خاطر یک تومور شیمی درمانی شدم و هرچه داشتیم حتی حلقه نامزدیمان را خرج بیماریم کردم و اکنون اقساط بانکی و بدهی زیادی به سوپری های سرکوچه دارم.

آقای ج. ن با عنوان  این که زندگی امثال ما نخور و بمیر است می گوید: دیروز از محل کارم زنگ زدند که از فردا می توانیم سرکار برویم از خوشحالی داشتم بال در می آوردم هر چند می دانستم کار کردن در شرایطی که ده نفر زیر زمین در یک اتاق ده پانزده متری کار می کنند چقدر خطرناک است اما به خاطر فرزندم و همسرم گفتم از جانم می گذرم اما بعد زنگ زدند و گفتند تعطیل است شاید حقوق بگیرها از تعطیلی خوششان بیاید اما من غمباد گرفتم.

اقای فرشید پور اسمعیل نیازی هم که در یکی از شرکت های مورد تحریم کار می کرد و بعد از تحریم مدیریتش را کسان دیگری به عهده گرفته اند می گوید این یک ماه را که تعطیل بودیم نه تنها حقوق نخواهند داد بلکه اخراجمان هم خواهند کرد.

وی می گوید: از شرکت تماس گرفتند و گفتند با یک سوم کارکنان کار خواهیم کرد و بعد از تعطیلات برای تسویه بیایید. و وقتی هم از اعتراض و شکایت صحبت کردیم گفتند شرکت وکیل داره میدونه چکار کنه یعنی کشک. علاوه بر این هر ماه قبل از پرداخت حقوق کاغذی رو امضاء می کردیم که تمام حق و حقوق یک ماهه مان را گرفته ایم.

وی با ابراز نگرانی از بابت مشکلاتی که بیکاری برای خانواده اش بوجود خواهد آورد می گوید: این ماه را که حقوق نخواهیم گرفت بعد آن هم بیکار که خواهیم شد، مستاجر هم که هستیم، به خاطر وضعیت موجود بدهی هم بالا آوردیم شما حساب کنین بعد از این باید سرمون رو بذاریم و بمیریم.

نمی خواهم در مورد این گزارش نتیجه گیری کنم چون آن چه عیان است چه حاجت به بیان است.  نام و شماره تلفن های افراد مصاحبه شده در دفتر نشریه و پایگاه خبری تانیش نیوز محفوظ است.

گزارش و مصاحبه از: طیبه شایان

لینک کوتاه : https://tanishnews.ir/?p=1824

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.