یادداشت از: ناصر اسکندریان
عملکردواکنشی نسبت به رخداد ها ی سازمانی مانع ظهور و بروز رویکرد کنشی و تحلیلی در روابط عمومی ها است
رفتارهای کنش گرانه کارکنان در سازمان ،زیر بنای بهبود مستمر عملکرد شغلی فردی و سازمانی است. زیرا پویایی شتابان محیطی ، نوعی از ظرفیت فزاینده فکری و عملی برای بهبود وضعیت موجود یا خلق وضعیتی جدید را طلب می کند که در رفتار های کنش گرایانه کارکنان نهفته است
کنش گری یا اکتیویسم به فعالیت های گوناگون در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و غیره معطوف می شود که با هدف ایجاد تغییر در سامانه ها انجام می گیرد(۲۰۰۱،Shaw).
کنش گرایی در چشم انداز تعامل گرایی ریشه دارد(۱۹۷۷، Bandura). لازمه بقاء یک سیستم آن است که اجزاء و عناصر آن با هم در تعامل بوده و سیستم به صورت یکپارچه و درچارچوب عوامل محیطى نظیر جغرافیایى، ارزشها، و نظام هاى اجتماعى حرکت کند. این تعامل و همکارى که منطبق بر یک سرى اصول و قوانین مى باشد منجر به حفظ تعادل و بقاء سیستم شده و حتى اگر بخش و اجزائى از آن دچار تغییر و دگرگونى شود این همکارى به حفظ و ثبات کل کمک مى کند.
در تعاریف فلسفی«کنش» وهم در تعاریف جامعه شناختی«کنش» پویایی در ذات اش نهفته است.منظور ما از کنش گر بودن هم مربوط به مصداق روانشناختی آن وهم جامعه شناختی آن است ودربعضی جهات «کنش متقابل اجتماعی» است( شکرکن، حسین؛ و دیگران، ۱۳۶۹).
کنش به معنای خو،رفتارفعل ،عمل ورسم»(فرجالله خداپرستی،۱۳۷۶)و در فرهنگ لغت انگلیسی کمبریج به معنای انجام کاری برای یک هدف خاص است. بنابراین داشتن هدف خاص در انجام امور، در مفهوم لغوی کنش نهفته است. بر اساس تعاریفی که آرون (۱۳۸۲) از کنش در کتاب «مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی» و کوزر (۱۳۹۲) در «زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی» ارائه کردهاند، وبر، کنشها را به چهار نوع متمایز تقسیم میکند: کنش عقلانی معطوف به هدف، کنش عقلانی معطوف به ارزش، کنش انفعالی یا عاطفی و کنش سنتی.
در حال حاضر نحوه فعالیت در روابط عمومی ها در جهان به سرعت در حال تغییر است و نزدیک به یک قرن فاصله از تاریخ شکلگیری روابط عمومی در جهان و نگاه همچنان سنتی به این حرفه در کشور و ارجاع حجم زیادی از تقاضاهای غیرمرتبط با فعالیت روابط عمومی از یک طرف و نوع نگاه سازمان و مدیران سازمان به روابط عمومی و گاها آشنایی و یا عدم آشنایی روابط عمومی ها به وظایف تخصصی حوزه فعالیت خود،سبب اتخاذ رویکرد واکنشگرا در روابط عمومی می گردد.
در نگاه کنشگرانه، نوع رفتار و برنامه ها کنترل شده و مبتنی بر تجزیه و تحلیل است و با مرور زمان قابلیت اطمینان آنها بیشتر می شود. چون هر چه زمان می گذرد تجزیه و تحلیل ها عمیق تر و مستدل تر و کامل تر می شوند و تجربیات موفق بیشتر شده و اثربخشی رفتارهای کنترل شده بیشتر می گردد. در این نگاه تسلط خاصی بر رفتار های فردی در سازمان حاکم است و کنش ارتباطی، نوعی کنش اجتماعی معطوف به حصول تفاهم میباشد. بر مبنای این نظریه، کنشگران برای رسیدن به یک درک مشترک از طریق استدلال، وفاق و همکاری با یکدیگر ارتباط متقابل برقرار میکنند.
و”افراد برخوردار از ویژگی کنش گری به جای آن که منتظر وقوع حادثه ای باشند تا نسبت به آن واکنش نشان دهند، تلاش می کنند فعالانه آن تغییر را خودرقم بزنند. بر این اساس، چنین افرادی در امور شغلی خود ابتکار عمل های خلاقانه ای بروز می دهند و دست به کنش هایی می زنند که در پرتو پیش بینی از آینده رخ می دهد و به جای آن که موقعیت آنها را تغییر دهد، آنها موقعیت را تغییر می دهند(۲۰۱۰،Parker & Collins). و با انتخاب این رفتار، فرد فرصت های جدید و در حال ظهور را به رسمیت شناخته و در مسیر تولید ایده های نوین و فراهم سازی بستر های لازم برای پیاده سازی آنها قرار خواهد گرفت(۱۹۹۴،Scott & Bruce).به اعتقاد محققان ضمن این که رفتار های کنش گرا درونی بوده و تحت کنترل افراد می باشند، برگرفته از ویژگی های شخصیتی فرد و یا پیامدی از رفتار و حالت روانی است که در اثر تغییر شرایط متفاوت، شکل خواهد گرفت(۲۰۰۰، Crant ). انسان کُنشگر دید جامعنگرو درک واقعبینانهتری نسبت به مسائل و رویداد های سازمانی دارد ودر محیطی آرام و با دامنه هیجانی و احساسی پایین اجازه نمی دهد رویدادهای موضعی ، آنی و کوتاه مدت نوع رفتار اورا تعیین کنند. و برای اینکه یک کنشگر، تحلیل گر خوبی برای سازمان باشد و ارزیابی قابل قبولی از شرایط سازمانی داشته باشد،باید همواره جستوجوگر و پژوهنده ،آگاه به تحولات اجتماعی و سیاسی و بسترساز مطالبات خود و مخاطبان سازمانی اش بوده وبه ابزارها و تکنیکهای تفکر انتقادی مجهز و احاطه داشته یاشد. برای هر مسئلهای دیدگاه مستقل و مستدل خود را داشته وبه ریشههای بروز هر مسئله بپردازد و نسبت به شرایط سازمانی خودو با توجه به ظرفیتها و منابع موجود، پیشبینی های واقعبینانهای( نسبت به آینده جریان امور) داشته باشد.
اما در سطح واکنشگرا، روابطعمومیها منتظر میمانند تا رویدادی رخداده و در مقابل آن اقدامات واکنشی مختلفی را برنامهریزی و اجرا نمایند. تن را به قضا داده وانفعال را به جای فعال بودن پذیرفته است در حالی که محیط،آب و هوا، بازخوردها، مناسبت ها، رویدادهای جاری و روزمره و قضاوتهای این و آن برای رفتار فردتعیین تکلیف و احاطه دارد و اغلب در محیطی با دامنه هیجانی و احساسی بالا، روابط عمومی قربانی رفتارهای واکنشی کورکورانه،مسئولیت گریز است ومعمولا تدافعی می گردد.
«می گویندشیخ ابوسعید ابوالخیر در مسجدی برای وعظ و خطابه حضور یافت ، آنقدر خیل طالبان وعظ زیاد بود که او با سختی به منبر رسید ، وقتی روی منبر قرار گرفت منتظر ماند تا سکوت و نظم جاری شده و خطابه و وعظ را آغاز کند ، در انتهای مجلس مردی با صدای بلند خطاب به جمعیت مقابل گفت : خدا پدران و مادرانتان را بیامرزد ، یکقدم به جلو بروید ! (تا جای بقیه هم بشود ) و صلواتی خبر کرد و جمعیت در حالی که به طرف جلو تنگ تر نشسته یا ایستاده بودند صلوات فرستادند ، ناگاه شیخ حکیم از منبر پایین آمد؛ همه حاضران معترض ، گفتند : ای مرد فرزانه! ما به قصد دریافت موعظه حاضر شدیم مردحکیم روی منبر ایستاد و گفت : آنچه من و امثال من برای وعظ می خواهند به شما بگویند همانیست که مرد انتهای مجلس گفت: همه متعجب و متفکر و پرسش کنان از یکدیگرپرسیدند: چه کسی وآیا چه گفته است ؟ یکی از پرسشگران در بین جمعیت گفت : ای حکیم مگر او چه وعظ کرد و او در جواب گفت : ما هر روز از شما می خواهیم « یکقدم جلوتر بروید» (اسرار التوحید. ۱۳۸۶) .
در چنین فضایی داشتن نگاه استراتژیک به فعالیتهای سازمان از جانب روابط عمومی و مدیران سازمان ها ممی تواند به عنوان یک قدم موثر به پیش ، روابط عمومی واکنشی را به روابط عمومی کنشگر ، به عنوان ارکان تصمیم ساز و تصمیم گیر سازمان تبدیل کند. مشروط بر این که علاوه برانعطاف بالا در برنامهها، نیروی کار، بر اساس برنامه ی مدون و شناخته شده منتهی و مبتنی بر تجربه ، تحقیق و دانش روز حرکت وخلاقیت را محور اساسی و سرلوحه فعالیت های خود قرار دهند.
