از: خبرنگار تانیش نیوز/ شایان
فکرهای پلید رهایشان نمی کند. برای چند سکه بیشتر، وجدانشان را در بازار دروغ و ریا فروخته و انسانیت را دفن کرده اند.
بالاخره حرص و طمع برعقلشان غلبه می کند و راهی محل امحا فراورده های فاسد گوشتی که چند ساعت قبل توسط بازرسین دامپزشکی آذربایجان شرقی کشف و دفن شده است می شوند.
با خود لودر هم می برند تا چربی های فاسد را از دل خاک بیرون بیاورند و پس از شستشو به کارخانه های سوسیس و کالباس بفروشند….
وقتی خبر امحاء ۱۳ تن فراورده غیربهداشتی اعم از روده و چربی و سیرابی و… را می خوانم برای اطلاعات بیشتر و چند و چون ماجرا سراغ آقای دکتر مهدی حامی رئیس دامپزشکی استان می روم. با خوشرویی آماده می شود تا به سئوالات و ابهامات کشف ۱۳ تن فراورده گوشتی فاسد که تنها از یک سردخانه کشف شده است پاسخ دهد می گوید: علیرغم کمبود پرسنل و بازرسین اداره کل دامپزشکی استان، همکاران این اداره به خاطر اهمیت سلامتی مردم بیشتر از ظرفیتشان کار می کنند و با شروع طرح ضربتی بازرسی از سردخانه های استان طی یک ماه ۷۶ تن انواع فراورده گوشتی فاسد و غیربهداشتی کشف و معدوم می شود.
وقتی از ماجرای امحاء ۱۳ تن فراورده غیربهداشتی می پرسم می گوید: این مقدار فراورده چربی که قرار بود به جای استفاده در صابونسازی به کارخانه های سوسیس و کالباس فروشی رفته و به خورد مردم داده شود تنها از یک سردخانه کشف و امحاء شد اما ماجرا با معدوم سازی این فراورده های غیربهداشتی پایان نیافت. شش نفر از متخلفین پس از اطلاع از محل دفن فراورده های چربی به محل مذکور رفته و با خود یک لودر نیز می برند تا آن ها را دوباره از خاک دربیاورند و پس از شستشو به کارخانه های سوسیس و کالباس ببرند.
در حالی که با بهت به حرف های دکتر گوش می دهم با خود می گویم این افراد چطور میتوانند شب، سر روی بالش بگذارند وقتی میدانند لقمهای که میفروشند، زهر است؟! مردمی که در این اوضاع اقتصادی با هزار زحمت لقمه نانی بر سر سفرهشان میگذارند، اما عده ای بی وجدان و طماع همان لقمه را با بیرحمی آلوده میکنند.
دکتر حامی بر تعجم می افزاید و ادامه می دهد: این خاطیان شش نفر بودند که پس از کندن زمین و درآوردن چربی ها ۵ نفرشان متوجه می شوند این فراورده ها اصلا قابل استفاده نیستند ولی یکی از آن ها می گوید این ها را می شوریم بعد به کارخانه سوسیس و کالباس می بریم. اما خوشبختانه بازرسین دامپزشکی استان از این موضوع مطلع شده و بلافاصله در محل حاضر و با همکاری نیروهای قضایی افراد مذکور دستگیر می شوند.
حرف های دکتر حامی که تمام می شود نمی توانم درک کنم چطور یک فرد که نمی شود نام انسان بر وی نهاد حاضر می شود جان انسان را اینگونه با مرگ معامله کند. شاید امروز کسی نفهمد، اما فردا حساب پس خواهد داد، نه فقط در دادگاه قانون، بلکه در محکمه وجدان. هرچند کاش ذرهای وجدان در وجودشان بود… کاش میفهمیدند هر لقمهای که میفروشند، جان یک انسان است، نه کالا!
اینان شکم حریصشان سیر نمیشود، حتی اگر بر جنازهی مردم نان بخورند.
آنها شیطان هستند در لباس فروشنده، در چهرهی کارآفرین، در نقش انسان، اما بیانسانیت! کاش می فهمیدند انسان بودن چندان هم سخت نیست.!
