گزارش از: طیبه شایان
هر بار که صحبت از جوان و آرزوهایش میشود فهرستی بلند از واژههای زیبا و امیدوارکننده از زبان مسئولان شنیده میشود واژههایی که اگر کسی واقعیت کف جامعه را نبیند، گمان میکند جوانان این سرزمین در امنترین و آرامترین دوران زندگی خود به سر میبرند. اما فاصله میان این جملات شکیل و آنچه جوانان هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند، فاصلهای عمیق و نگرانکننده است.
به گزارش خبرنگار تانیش نیوز خبرنگاری که با متن جامعه زندگی میکند، خوب میداند این سخنان بیش از آنکه نسخهای برای درمان باشد، به تیتر خبرها و آرشیو سایتها تعلق دارد. جوان امروز نه به دنبال شعار است و نه وعدههای تکراری، او فقط یک زندگی معمولی میخواهد، شغلی آبرومند، آیندهای قابل پیشبینی، امنیت روانی و حق انتخاب. خواستههایی که در بسیاری موارد حتی به حداقل آن هم دست نیافته است.
در نشست خبری مدیرکل ورزش و جوانان آذربایجان شرقی، سخن از «توجه به جوانان»، «شنیدن صدای آنها» و «لزوم تغییر نگاهها» به میان آمد. حبیب مقصودی، با اشاره به اعتراضات جوانان، تلاش کرد این واقعیت را بپذیرد که جوان امروز حرف دارد و اگر شنیده نشود، آن را در خیابان فریاد میزند. او از ضرورت درک تفاوت نسلها، بومیسازی دیدگاهها و فاصله گرفتن از نگاههای تحمیلی سخن گفت، جملاتی که در ظاهر امیدوارکنندهاند، اما پرسش اصلی اینجاست: این نگاه تحولی چه زمانی از پشت تریبونها به زندگی واقعی جوانان راه پیدا میکند؟
واقعیت این است که جوانان دیگر رویاهای بزرگ و دور از دسترس ندارند. آرزوی بسیاری از آنها به داشتن یک شغل ثابت، ازدواج بدون ترس از فردا و ماندن در شهری که در آن متولد شدهاند خلاصه شده است. با این حال، آمار کاهش شدید جمعیت جوان استان، زنگ خطری است که نشان میدهد ناامیدی، مهاجرت و دلکندن از آینده، جدیتر از آن است که با چند نشست خبری حل شود.
امیر تقیزاده، معاون فرهنگی و امور جوانان استان نیز در این نشست با ارائه آمار، از مشکلات مالی، اشتغال، مسائل خانوادگی و تحصیل به عنوان مهمترین دغدغههای جوانان نام برد، دغدغههایی که سالهاست تکرار میشوند و هنوز راهحل مؤثری برای آنها دیده نمیشود. در کنار اینها، آسیبهای اجتماعی نیز همچنان سایه سنگین خود را بر سر جوانان حفظ کردهاند.
ارائه تسهیلات، برگزاری کارگاهها و برنامههای مناسبتی، هرچند قابل توجه است، اما برای نسلی که آیندهاش را مبهم میبیند، کافی نیست. جوانان امروز بیش از هر چیز نیازمند اعتماد، صداقت و اقدام عملی هستند، نه اینکه آرزوهایشان در آمار و گزارشها خلاصه شود.
اگر حتی بخش کوچکی از این گفتهها به باور و عمل تبدیل شود، شاید بتوان روزنهای از امید برای جوانانی دید که هنوز، با وجود تمام سختیها، دلشان میخواهد بمانند، زندگی کنند و سهمی عادی اما شرافتمندانه از این سرزمین داشته باشند.
صف وام ازدواج از تعداد وامهای پرداختی پیشی گرفت
معاون فرهنگی و امور جوانان آذربایجان شرقی با ارائه آمار و ارقام، تصویری آماری از وضعیت جوانان استان ترسیم کرد، تصویری که اگرچه دقیق به نظر میرسد، اما خود گویای عمق مشکلات نسل جوان است.
امیر تقیزاده با اشاره به نتایج نظرسنجیهای انجامشده اعلام کرد: مسائل مالی و اقتصادی با ۵۶.۸ درصد، اشتغال با ۴۱.۵ درصد، مشکلات خانوادگی با ۲۳.۹ درصد و مسائل تحصیلی و آموزشی با ۱۹.۸ درصد، مهمترین دغدغههای جوانان استان هستند، آماری که نشان میدهد معیشت و آینده شغلی، همچنان در صدر نگرانیهای جوانان قرار دارد.
وی همچنین از آسیبهای اجتماعی همچون مصرف مواد مخدر، رانندگیهای پرخطر، مصرف الکل، سرقت و مزاحمت به عنوان تهدیدهای جدی پیش روی جوانان نام برد؛ آسیبهایی که ریشه بسیاری از آنها را باید در ناامیدی، بیکاری و فشارهای اقتصادی جستوجو کرد.
معاون فرهنگی و امور جوانان استان با اشاره به کاهش چشمگیر جمعیت جوان آذربایجان شرقی گفت: بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت جوان استان بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بوده که این رقم در سال جاری به حدود ۸۰۰ هزار نفر کاهش یافته است، آماری نگرانکننده که بهروشنی از مهاجرت و دلکندن جوانان از آیندهای که برایشان ترسیم شده، حکایت دارد.
تقیزاده همچنین به آمار ازدواج و طلاق جوانان اشاره کرد و گفت: در ۹ ماهه سال جاری، ازدواج جوانان با ثبت ۱۲ هزار مورد، چهار درصد افزایش و طلاق با چهار هزار و ۲۰۴ مورد، ۱۳ درصد کاهش داشته است، آماری که در کنار صف طولانی دریافت وام ازدواج، تناقضهای موجود در مسیر تشکیل زندگی را آشکار میکند و صف وام ازدواج از تعداد وامهای پرداختی پیشی گرفته است.
وی از فعالیت ۳۷۶ سازمان مردمنهاد در استان، پرداخت ۴۸۵ میلیارد ریال تسهیلات اشتغال، اعطای بیش از ۲۰ هزار فقره وام ازدواج و برگزاری صدها کارگاه آموزشی خبر داد؛ اما واقعیت میدانی نشان میدهد این اقدامات هنوز نتوانسته فاصله میان جوانان و حداقلهای یک زندگی پایدار را پر کند.
گزارشی که با آمار به پایان میرسد، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: جوانی که فقط یک زندگی معمولی میخواهد، چه زمانی نتیجه این وعدهها را در زندگی واقعی خود خواهد دید؟
