یادداشت / مینا نظری
ما در دنیایی زندگی میکنیم که سازمانها بدون «روابط عمومی»، مانند نیروگاههایی هستند که برق تولید میکنند اما سیمِ رابطی برای رساندن این انرژی به خانههای مردم ندارند. ۲۷ اردیبهشت، روز ملی روابط عمومی و روز جهانی ارتباطات، صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه بازخوانی یک ضرورت است.
به گزارش تانیش نیوز، امروز در دولتها و سازمانهای پیشرو، روابط عمومی از یک واحد «خدماتی و تشریفاتی» به یک رکن «استراتژیک و تصمیمساز» تبدیل شده است. اگر در گذشته، وظیفه ما صرفاً نصب بنر و توزیع اخبار بود، امروز وظیفه اصلی ما «مدیریت داراییهای نامشهود» یعنی اعتماد، اعتبار و برند است.
اما بگذارید در آستانه این روز، صادقانه بگویم:علیرغم پیشینه چند هزارساله ایران در ارتباطات (از چاپار تا برجهای نوری) و وجود قطبهای علمی همچون دانشگاه تهران و علامه طباطبایی، هنوز زنجیره «تخصص» و «بهکارگیری» در سازمانهای ما گسیخته است. ما نیازمند نظارتی کلان هستیم تا روابط عمومی را از بندِ تعارفات اداری رها کرده و به جایگاه واقعیاش، یعنی «اتاق فکر سازمان»، بازگرداند.
در جوامع بین الملل آموختهایم که:۱. بحران را نباید پنهان کرد؛ باید مدیریت کرد.۲. اعتبار، خریدنی نیست؛ ساختنی است.۳. شنیدن، هزار بار مهمتر از گفتن است.
در هفته ارتباطات، بیایید به جای گزارش کارهای تکراری، به «داستانگویی» (Storytelling) روی بیاوریم. همانطور که کمپینهای بزرگی مثل «Share a Coke» یا «Like a Girl» دنیا را تکان دادند، ما هم باید داستانِ تلاشهای شبانهروزی مهندسانمان را، داستانِ صبوری مشترکینمان را و داستانِ هویت سازمان مان را با زبانی نو روایت کنیم.
