در حالی که ادارهکل راه و شهرسازی آذربایجانشرقی این روزها با برگزاری جلسه «ستاد جوانی جمعیت» و اعلام تخصیص زمین به ۲۳۶۳ خانواده، از عزم جدی خود برای اجرای قانون حمایت از خانواده سخن میگوید، بسیاری از متقاضیان پروژههای «اقدام ملی مسکن» هنوز میان وعده، تأخیر، افزایش آورده و بلاتکلیفی گرفتارند.
باید گفت مسئولین محترم راه و شهرسازی استان! قبل از آنکه برای «جوانی جمعیت» نسخههای جدید مسکن بپیچید، لطفاً اول زخم های کهنهی «اقدام ملی» را درمان کنید.
مردمی که هفت سال پیش با هزار امید و آرزو وارد پروژههای اقدام ملی شدند، امروز نه خانه دارند، نه سرمایه، نه اعصاب. فقط ماندهاند با دفترچه اقساط، آوردههای چند صد میلیونی، پیمانکارانی که هر روز عدد جدیدی رو میکنند و مسئولانی که بهجای پاسخگویی، پشت تریبونها آمار میخوانند و جلسه برگزار میکنند.
این روزها ادارهکل راه و شهرسازی آذربایجانشرقی با افتخار از تخصیص زمین به بیش از دو هزار خانواده در قالب قانون جوانی جمعیت سخن میگوید؛ اقدامی که روی کاغذ زیباست و در جلسات رسمی، آمارش چشمنواز. اما سوال ساده مردم این است:
آیا قرار است سرنوشت این خانهها هم مثل پروژههای اقدام ملی شود؟
آقایان مسئول، هنوز صدای گریه و اعتراض متقاضیان پروژههای نیمهجان اقدام ملی خاموش نشده است. هنوز خانوادههایی هستند که طلای همسر، ارث پدر، وام و قرض و تمام زندگیشان را فروختهاند اما بهجای کلید خانه، فقط پیامک افزایش آورده دریافت کردهاند. هنوز پیمانکارانی هستند که عملاً هر طور بخواهند با مردم رفتار میکنند و نظارت مؤثری هم دیده نمیشود.
مردم از خود میپرسند وقتی پروژههای قبلی با این حجم از نارضایتی، بلاتکلیفی و ابهام مواجه است، چگونه میتوان به پروژههای جدید اعتماد کرد؟ مگر نه اینکه اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه اجرای طرحهای حمایتی است؟
راه و شهرسازی اگر واقعاً نگران جوانی جمعیت است، اول باید نگرانی جوانانی را برطرف کند که سالهاست میان وعده، تورم، تأخیر و بیپاسخگویی گرفتار شدهاند. جوانی که هنوز بعد از چند سال خانه اقدام ملیاش را تحویل نگرفته، چگونه به وعدههای جدید اعتماد کند؟ چگونه ازدواج کند؟ چگونه فرزندآوری را به آیندهای نامطمئن گره بزند؟
پیش از افتتاح پروندههای تازه، لطفاً پروندههای قدیمی را ببندید.
پیش از آمارهای امیدوارکننده، پاسخ روشنی به متقاضیان خسته بدهید.
و پیش از آنکه دوباره مردم را وارد پروژههای حمایتی جدید کنید، ثابت کنید که سرنوشت «اقدام ملی» قرار نیست الگوی تکراری تمام طرحهای بعدی باشد.
وگرنه بیم آن میرود که چند سال دیگر، همین جوانانِ امروز هم مقابل ساختمانهای راه و شهرسازی بایستند؛ با همان بغض، همان اعتراض و همان سوال تکراری:
«پس خانههایی که وعده داده بودید، چه شد؟»
