چند ماهی بیشتر به یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نمانده است. از چند ماه پیش به طور محسوس و نامحسوس تبلیغات برای انتخابات شروع شده است. سفر به شهرستان های تابعه، مصاحبه های جنجالی، دفاع از حقوق مردم، افشاء فساد، رو کردن دست همدیگر، افتتاح چندین باره طرح ها و دهها مورد دیگر نمونه های بارز تبلیغات زودهنگام برخی از کاندیداهای احتمالی و تنی چند از نمایندگانی است که برای دوره بعدی نیز ثبت نام خواهند کرد. اما آنچه در این میان جای تاسف دارد این که برخی از نمایندگان یا کاندیداها چنان از کمبودها و مشکلات گلایه دارند که گویا اختیاراتی در حل آن ها نداشته و دست و بالشان بسته است.
مجلس اختیاراتی دارد که در حقیقت می توان گفت همه کاره است.
«لوایح قانونی پس از تصویب هیئت وزیران به مجلس تقدیم میشود و طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است، مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد، گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد، نمایندگان مجلس شورای اسلامی میتوانند در مواردی که لازم میدانند هیئت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رئیسجمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رئیسجمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رئیسجمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رئیسجمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری میرسد و مقام رهبری موظف به امضای حکم عزل رئیسجمهور میباشد، هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، میتواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند».
حال با اختیاراتی که در بالا به مواردی از آن ها اشاره شد چرا باید مشکلات کشور این گونه روی هم انباشته شده باشد و مردم در تنگدستی بسر ببرند. هدفمندی یارانه ها در مجلس تصویب شد و اگر به اصل هدفمندی توجهی نشد مجلس می توانست با اختیاراتی که دارد پیگیر آن باشد اما جالب توجه این که همین نمایندگان از مشکلات پیش آمده در این خصوص گلایه می کنند و با سفر به حوزه انتخابی خود چنان آتشین صحبت می کنند که مشخص نیست در این کشور چه کسی مسئول رسیدگی به مشکلات مردم است و کسی هم نیست که به آن مسئول بگوید در دوره مسئولیتش چرا نتوانسته این مشکلات را حل کند و تا دیروز کجا بودند و چند بار به حوزه مسئولیتشان سفر کرده و کدام مشکلات را حل کرده اند؟
در مورد برخی از کاندیداها هم وضع بدین گونه است. مدیر یا مسئولی که سمتی داشته و برای نمایندگی کاندیدا شده است اگر در دوره مدیریتش توانسته برمشکلات حوزه مدیریتش فائق آید و مدیر خوبی باشد مسلما و یا احتمالا خواهد توانست نماینده خوبی هم باشد و از حقوق مردم دفاع کند.
در هنگام تبلیغات گاه وعده وعیدهایی از سوی کاندیداها داده می شود که در حیطه وظایفشان نیست و راقم شخصا مواردی را شاهد بوده است که نمی دانستند در صورت برنده شدن در انتخابات چه وظایفی خواهند داشت و وعده هایی می دادند که از تحقق آن عاجز بودند.
آنچه که در دوره های قبلی انتخابات بر آن تاکید شده انتخاب نمایندگان از روی شعور و آگاهی است و نماینده ولی فقیه در استان نیز بارها به دقت در انتخاب افراد اصلح تاکید داشته اند*
