یادداشت از: سید محمد هادی موسوی
در روزگار امروز، ملتها بیش از هر زمان به سرمایههای فرهنگی و معنوی خود نیاز دارند؛ به کسانی که عمرشان را بیادعا صرف پاسداری از زبان و هویت و حافظهٔ یک سرزمین کردهاند. در آذربایجان، دو نام با بار عاطفی ویژه در ذهن مردم مانده است: استاد حیدر عباسی «باریشماز» و دکتر خسرو صلحکننده «باریشان». باریشماز ـ که آشتیناپذیر با ظلم بود ـ از میان ما رفته است؛ اما باریشان ـ که پیامآور صلح و پیوند است ـ هنوز در میان ماست. آیا باید دوباره منتظر بمانیم تا پس از فقدان، از ارزش یک سرمایه فرهنگی سخن بگوییم؟
دکتر خسرو صلحکننده سردرود، متخلص به «باریشان»، تنها یک شاعر نیست؛ اندیشمند، پژوهشگر، مترجم، ناشر و ویراستاری است که عمر خود را وقف فرهنگ آذربایجان و ادبیات مردمی کرده است. سالها مدیریت «انتشارات یاشار قلم تبریز»، دبیری بخش ترکی مجله «آشنا» و انتشار بیش از ۱۴ جلد کتاب، تنها بخش کوچکی از فعالیتهای مستمر اوست.
آثار باریشان در ایران و کشورهای مختلف منتشر شده و مورد توجه چهرههای برجسته ادبی ایران و جهان ترک قرار گرفته است. عضویت افتخاری در اتحادیه نویسندگان آذربایجان، کارت «اهل قلم» از خانه کتاب ایران، و دکترای افتخاری ادبیات آذربایجان از آکادمی ملی علوم باکو، همراه با جوایز متعدد ادبی، جایگاه او را در میان اهل قلم تثبیت کرده است. حضور مؤثرش در پروژههایی چون ترجمه و ویرایش علمی رباعیات خیام نیز نشانی از اعتماد فرهنگی به اوست.
با این همه، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، صرفاً فهرست افتخارات «خسرو باریشان» نیست.
مسئله اصلی، نحوه مواجهه ما با یک سرمایه معنوی زنده است.
جامعهای که مفاخر خود را تنها پس از فقدانشان به یاد آورد، دیر یا زود دچار فقر حافظهٔ فرهنگی میشود.**
امروز که دکتر باریشان در ۴۳ سالگی با بیماری پارکینسون مجادله میکند، همچنان همان چهره شریف و خدمتگزار فرهنگ است. حمایت از او حمایت از یک فرد نیست؛ پاسداشت زبان مادری، ادبیات ترکی آذربایجانی و حافظه فرهنگی آذربایجان است. مسئولان فرهنگی، دانشگاهها، انجمنهای ادبی، خیرین و مردم فرهنگدوست باید با نگاهی مسئولانه زمینه حمایت شایسته از این شاعر فرهیخته را فراهم کنند؛ از تکریم رسمی و پوشش درمانی تا بازنشر آثار و مستندسازی خدمات او.
سرمایههای فرهنگی ستونهای نامرئی هویت یک ملتاند. «باریشان» هنوز در میان ماست؛ و هنوز فرصت باقی است تا نشان دهیم آذربایجان فرزندان فرهنگی خود را میشناسد و آنان را تنها نمیگذارد.
