از : طیبه شایان
این روزها مردم حال و روز خوشی ندارند، مشکلات شدید اقتصادی و معیشتی کمر آنها را شکسته است. گرانیهای لحظهای و افزایش روزانه قیمتها نفس مردم را بریده و مسئولان به جای اقدام عملی که نتیجه مثبت آن در سفرههای مردم دیده شود، فقط به گفتاردرمانی مشغول هستند.
به گزارش خبرنگار تانیش نیوز این روزها جیب مردم خالیتر از همیشه شده و شعار «هر روز گرانتر از دیروز»، در واقع امر و در صحنه میدان، دستیافتنیتر از هر چیز دیگری شده است. وعدههای مسئولان اقتصادی و مدیران جامعه هم در شعارهایی خلاصه شده که فقط سعی در کنترل جوّ روانی جامعه دارد و کیلومترها از آمار و واقعیتها فاصله گرفته است.
هر روز شاهد افزایش افسارگسیخته قیمت انواع کالاها هستیم. قرار بود چهار قلم کالا گران شود اما همه کالاها اعم از اساسی و غیر اساسی آن قدر گران شده است که مردم هنوز در شوک به سر می برند.
«نان» تنها قوت مردم ضعیف جامعه است که این روزها سواره است و مردم پیاده. نانی که نمی بایست در هیچ مقطعی گران شود. حتی در دوران جنگ تحمیلی هم گران نشد.
روغن ۹۵ هزار تومان بیش از ۴۵۰ هزار تومان شده است. ماکارونی رقصان رقصان از ویترین فروشگاهها پر کشید و قیمت چند برابری یافت.
دولتمردان بهانه گرانی شوک آور کالاها را جلوگیری از قاچاق عنوان می گویند و در این جاست که این سئوال پیش می آید اگر دولتیان عرضه مبارزه با قاچاق را ندارند مردم چه گناهی دارند.
مسئولین که به این راحتی برای سفره مردم تصمیم می گیرند مسلما مزه تلخ سفره خالی و شرمندگی پدری را که شب دست خالی نزد فرزندش می آید نچشیده اند.
مردم ایران ریال می گیرند و به دلار خرج می کنند. مردمی که روی نفت و معدن طلا و مس خوابیده اند مستحق زندگی اسفبار این چنینی نیستند.
دولتمردان محترم! گاهی اوقات مردم شک می کنند که شما ایرانی هستید چرا که اگر عشق به وطن و مردمتان داشتید دلتان به حال ایران و ایرانی می سوخت و هرگز منافع دنیوی و فردی را به منافع عموم ترجیح نمی دادید. و ایرانی آباد و آزاد با مردمانی شاد از آرمان هایتان بود. اما اکنون ویرانی ایران و افسردگی و بدبختی مردم این سرزمین را نظاره گر هستید و کک تان هم نمی گزد.
ای کاش وقتی مسئولی احساس می کند از عهده مملکت داری برنمی آید آن قدر شجاعت داشته باشدکه کار را به کاردان بسپارد.*
