آیا تا به حال وقتی با ولع تمام آش می خورید به مهم ترین مواد تشکیل دهنده آن فکر کرده اید که چگونه به دست می آید. سبزیجاتی که بسیاری از ویتامین های بدن ما را تشکیل می دهد و آذین سفره هایمان می شود. وقتی بیمار می شویم این آش است که به کمکمان می اید. وقتی مهمان داریم این آش است که سر سفره مان خودنمایی می کند. مهم ترین مواد تشکیل دهنده آش هم سبزیجات مختلف است.
در زمان های نه چندان دور اطراف تبریز را باغات صیفی جات تشکیل می دادند. باغات حکم آباد و آذربایجان بزرگ ترین تامین کننده سبزیجات تبریز به شمار می رفتند اما با مرور زمان و تغییر کاربری ها متاسفانه هم فضای سبز شهر کم شد هم این محصول مهم و پر ویتامین بدن. با این حال هنوز هم باغات میدان آذربایجان جنب پارک بزرگ تبریز تامین کننده بخش عمده سبزیجات این شهر است.
سبزیجات تنها کاربری غذایی مانند آش ندارند بلکه این گیاهان خوش طعم و خوش بو از قدیم کاربری دارویی هم داشته است و امروزه طب سنتی جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کرده است.


در این میان کشاورزان صیفی کار مهم ترین نقش را در تامین این ماده غذایی مهم برعهده دارند. کشاورزانی که می توان گفت جزو محروم ترین قشرها هستند، کار زیاد و درآمد کم. بیشتر اوقات هم خانواده به کمک پدر می آید و خانوادگی مشغول کاشت و داشت و برداشت می شوند.
چند بار با عجله از باغات جنب پارک بزرگ تبریز در میدان اذربایجان سبزی خریده بودم بدون این که به چگونگی تهیه و کار پرمشقت کشاورزان توجهی کرده باشم اما آن روز وقتی کشاورزی را دیدم که زیر نور آفتاب در حال محصول چینی است و چند بار خار دستانش را زخمی کرد به سرم زد تا یک مصاحبه کوچکی با وی داشته باشم. مسلما علیرغم کار زیاد و مشقت بار زندگی پر از رفاه و آرامش ندارند.
قبل از طلوع افتاب بقچه ناهارش را می بندد و راهی کار می شود. کار روی زمین کشاورزی و صیفی جات دستانش را زمخت کرده و آفتابی که دست ها و صورتش را سوزانده است. کاری سخت و درآمدی کم.
چند بار از احد آقا زینی نژاد سبزی خریده ام. مردی آرام و مهربان که هیچ وقت از مقدار خریدی که کرده ام کم نداده است. سه کیلو را دو کیلو حساب کرده است. زیاد دربند مادیات نیست. دو پسر دارد که یکیش سرباز است. می گوید: زیاد کار می کنیم و درامدمان به اندازه یک کارگر است. واسطه ها در این میان سود می برند چرا که ما حدود ۴۰-۵۰ درصد ارزان تر از بازار می فروشیم.
شیوع کرونا همان طور که بر شغل های دیگر تاثیر گذاشته کشاورزان را هم دچار ضرر و زیان کرده است.
احد آقا هم از ضررهایی که کرونا برسرشان آورده است می گوید: فروردین ماه که می شود کار ما هم شروع می شود و تا وقتی که برف بر روی زمین ننشسته کار می کنیم و تنها موقعی که فروش خوبی داریم ماه محرم و ماه های احسان است که الحمدالله امسال به خاطر شیوع کرونا بیکار بودیم و فروش چندانی نداشتیم.
وی می افزاید: تنها کرونا نبود که امسال مشکلاتمان را بیشتر کرد بلکه گرانی نهاده ها و داروهای مورد نیاز صیفی جات بود. دارویی که قبلا ۱۷۰ هزار تومان می خریدیم امسال یک میلیون تومان شده و این در حالیست که قیمت سبزیجات چندان فرقی نکرده و وقتی هم اعتراض می کنیم میگویند دلار بالا رفته و خریدهایمان با دلار است. بااین حال چاره ای نداریم و برای سیرکردن شکم زن و بچه باید به این هم قناعت کنیم.
می گویم کسانی که از کرونا ضرر دیده بودند درخواست تسهیلات کرده اند می گوید: کدام تسهیلات چه تسهیلاتی کدام مسئول به فکر ما بوده که بعد کرونا به فکرمان باشند، هیچ کس حامی ما نیست. مسئول مگر خودش نمی داند که ما چگونه پول در می آوریم مگر نمی دانند که ما هم ضرر کرده ایم آیا تاحالا شده بیایند و به دردهایمان برسند.
وی می افزاید: حدود دو سال است که دستفروشان درب گجیل و باغ گلستان روزهای جمعه در این قسمت بساط پهن می کنند. خانواده ها حتی نمی توانند تا عصر از پارک تبریز استفاده کنند بعد از رفتنشان هم تمامی آشغال ها و پلاستیک هایشان را باد به طرف زمین های ما می آورد و از فردایش باید بیفتیم به جان مزرعه و پلاستیک جمع کنیم. چند بار به شهرداری منطقه یک رفتیم و گفتند جمع می کنیم اما فقط شعار دادند و کسی نیست به حرف هایمان گوش کند چه برسد که مشکلاتمان را حل کنند.
می پرسم آیا باغداران بیمه می شوند یا نه می گوید چند سالی هست که با دوندگی زیاد باغداران بیمه شده اند اما دفترچه درمانی هنوز ندارند و من هم چون سنم گذشته نتوانستم بیمه شوم
جوانی که همراه احد آقا مشغول چیدن سفارشم هست می گوید: جهاد کشاورزی چندسالی هست که قول داده است دستگاه ضد تگرگ در باغات ما نصب کند اما هنوز خبری نیست.
می گوید: محصولات ما هم دچار سیل زدگی و تگرگ و غیره می شوند و کلی زیان می کنیم.
سبزی هایم آماده است. وزن نمی کند اما ظاهر سبزیجات نشان می دهد که بیشتر از درخواستم هست. دلم نمی آید کمتر از آن چه که می خرم حساب شود چرا که کارشان واقعا سخت است اما با خوشرویی می گویند مهم نیست و اصلا نمیخواد پول بدهی.
از آن ها خداحافظی می کنم. دستم می خارد انگار پشه نیش زد. چند ثانیه نمی گذرد که روی دستم ورم می کند. من فقط کمتر از یک ساعت در آن جا بودم.
گزارش از: طیبه شایان
