تقریبا حدود یک سال است که مهمان شوم و ناخوانده ای بنام کرونا بر زندگی مردم دنیا سایه افکنده و با آمدنش نظم جهان را به هم ریخت. اقتصاد دنیا را تحت تاثیر قرار داد خانواده هایی را در عزای عزیزانشان نشاند، کارگران زیادی را بیکار و حسرت را بر دل کودکان کاشت. آموزش حضوری را تحت الشعاع خود قرار داد و دنیای مجازی را به خانواده ها بیش از پیش هدیه داد.
«کرونا» عملکرد خیلی بدی داشت، شاید بیشترین ضربه ای که زد بر معیشت خانواده ها بود. بسیاری از شغل ها را تعطیل و خیل بیکاران را روانه اجتماع کرد، آسیب های اجتماعی ناشی از «کرونا» شاید تا سال های سال بر زندگی مردم سایه افکند. اما علیرغم این همه بدی که از کرونا دیدیم جنبه های زیبا و مثبتی را هم به نمایش گذاشت، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد، فرصتی برای فکر کردن، فرصتی برای همدلی و همیاری، فرصتی که همه تلخی های کرونا را شست.
به گزارش تانیش نیوز رسم و رسوماتی که زیادی تشریفاتی شده بودند و بیشتر به یک مسابقه شباهت داشت تا مراسم ختم و عروسی، کرونا که آمد هزینه های احسان به آزادی زندانیان صرف شد و خانواده هایی که توان برگزاری مراسم را نداشتند بدون دغدغه مراسم ختم و عروسی خود را ساده برگزار کردند. عروس به خانه بخت رفت و هیچ از خوشبختیش به خاطر برگزار نکردن مراسم کم نشد و عزاداری بدون تشریفات هم هیچ از حرمت مرده نکاست.
برای دهن کجی بر «کرونا» هم که شده مردم خود واقعی خود را نشان دادند. دست های مهربانی به سوی هم دراز شد و صحنه های زیبای کمک به همنوع را به نمایش گذاشت.
فکر می کردم چنین کمک هایی را دیگر باید در تاریخ خواند و به افسانه تبدیل شده است. و مردم هرگز مثل گذشته های نه چندان دور نخواهند شد ولی وقتش که برسه این مردم همانند و ژن آن ها عوض شدنی نیست شاید محیط و اجتماع بر آن ها تاثیر بگذارد اما باز هم ثابت خواهند کرد که ایرانی هستند و ایرانی باقی خواهند ماند*
طیبه شایان
