یادداشت از طیبه شایان
خبر «مهسا» به سرعت شبکه های اجتماعی را پر کرد. نام مهسا با گشت ارشاد پیوند خورده بود. خانواده مهسا ۲۲ سال از عمرشان را پای بزرگ کردن دخترشان گذاشته بودند و الان به خاطر چند تار مو جگر گوشه شان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد.
شایعه کتک و ضربه خوردن مهسا با مرگش قوت گرفت و به فاصله چند ساعت فیلم دوربین های مداربسته دال بر سکته مهسا پخش شد. هیچ کدام از این ها دیگر فایده نداشت مهسا مرده بود و تنها دلیلش «گشت ارشاد!» بود. او اکنون ارشاد شده است شاید در بهشت باشد و شاید هم به خاطر موهایش اکنون در جهنم باشند و بانیان قتل وی مسرور از این که در راه امر به معروف و نهی از منکر خانواده ای را داغدار و مجرمی را به قتل رسانده اند.
مهسا به جهنم می رود ولی گشت ارشاد مسلما به بهشت خواهد رفت. شاید اگر مهسا در کشور دیگری با دین دیگری به دنیا آمده بود اکنون زنده بود و اگر هم به هر دلیلی می مرد به بهشت می رفت.
خدای ما یکیست و پیامبرمان حضرت محمد «ص» خاتم الانبیاست. پیامبرمان کسی هست که به زنده بگور کردن دختران پایان داد و لااکراه فی الدین سرداد. اکنون ما را چه شده است تهدید و ارعاب و کشت و کشتار مرام پیامبرمان نبود پس شماها از چه دین و آئینی پیروی می کنید که این چنین بیرحم و کاسه داغتر از آش شده اید.
پیامبر ما پیامبر مهربانیست، پیامبر عدل و عدالت است و اکنون اگر می بود به شماها چه می گفت؟
می گویید مهسا بیمار بود چه بدتر شما به بیماران هم رحم نمی کنید؟ یک لحظه دخترتان را بگذارید جای مهسا چه می کردید؟
دختران سرزمین من مظلومند آنها به کدامین گناه کشته می شوند. رومینا، ریحانه و مهساها دختران ایرانند هیچ کس حق ندارد زندگی دختران سرزمینم را از آنها بگیرد.
عباس عبادی فعال سیسی در گفتگو با فرارو در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه ماجرای مهسا نشان دهنده اشتباه بودن طرح گشت ارشاد است، می گوسید: اساسا باید پرسید «گشت ارشاد» و در معنای جزییتر آن «ارشاد» به چه معناست؟ اگر رفتار مغایر با قانون پوشش جرم است، دیگر ارشاد نیاز ندارد. آیا در جرایمی همانند دزدی یا قتل، متهم را برای ارشاد میگیرند؟ پس چرا برای حجاب ارشاد گذاشتهاند؟ اگر استدلال این است که مساله پوشش نه جرم بلکه موضوعی اخلاقیست، در این صورت عدهایی روایتی متفاوت از اخلاق رسمی پوشش دارند و کسی حق ندارد متعرض آن شود. اما اگر مساله الزام قانونی است دیگر ارشاد معنایی ندارد و باید طبق قانون شخص خاطی را بازداشت و مجازات کند. اما چرا چنین اقدامی را انجام نمیدهند؟ دلیل این است که امکان مجازات قانونی تمامی زنانی که پوشش خود را رعایت نمی کنند وجود ندارد. آنان بیش از نیمی از زنان کشور هستند. به همین دلیل بر روی آن اسم «ارشاد» گذاشتهاند. چنین طرحی هیچگونه ارتباطی به وظایف قانونی نیروی انتظامی ندارد؛ نیروهای میدان توانایی ارشاد هم ندارند، چون آنان نیروی انتظامی هستند. این طرح از ابتدا با شکست مواجه بوده و در آینده نیز مواردی همانند ماجرای مهسا بیشتر نیز خواهد شد. هر چقدر زودتر از ادامه این طرح جلوگیری شود، خسارت کمتری متوجه جامعه و حکومت خواهد شد».
عبدی در ادامه پیرامون آثار و تبعات روانی رخداد اتفاق افتاده برای مهسا امینی بر جامعه با تاکید بر اینکه به طور مشخص این اتفاق موجب عصبانیت عمومی میشود، ادامه داد: «به طور روزانه بسیاری از افراد به دلایل مختلف طبیعی همانند سانحه تصادف و… جان میدهند، اما جامعه پیگیر مرگ آنها نمیشود، اما پذیرش اینکه یک دختر ۲۲ ساله به همراه خانواده برای گردش و مهمانی به تهران آمده باشد، و با سرنوشت مهسا مواجه شود، برای افکار عمومی مطلقا قابل پذیرش نیست. او هم دختر ماست. بنابراین، چنین رخدادی تبعات بسیار منفی بر روان جمعی شهروندان ایرانی برجای خواهد گذاشت، اما کسی نیست که حداقلی از پاسخگویی را نیز داشته باشد».
