یادداشت از: خبرنگار تانیش نیوز/ بهزاد خیاط شایان
در سالهای اخیر نام کریم باقری، اسطوره فوتبال ایران و متولد تبریز، همواره با احترام در فوتبال کشور مطرح بوده است. با این حال، در فصل گذشته رقابتهای لیگ برتر، مجموعهای از اتفاقات باعث شد بخشی از هواداران تیم تراکتور نسبت به او موضعی انتقادی و حتی منفی اتخاذ کنند؛ موضوعی که ریشه در رفتارها و واکنشهای وی در قبال حواشی سکوها دارد.
در فوتبال ایران، گاهی یک گل، یک واکنش یا حتی یک سکوت، میتواند جایگاه سالها محبوبیت را به چالش بکشد. کریم باقری، اسطورهای که نامش سالها با احترام در تبریز و سراسر ایران برده میشد، حالا در مرکز یک مناقشه هواداری قرار گرفته است؛ مناقشهای که نه از مستطیل سبز، بلکه از سکوها، احساسات جمعی و انتظارهای برآوردهنشده شکل گرفته و پرسشهای جدی درباره نقش چهرههای تاثیرگذار در مواجهه با حاشیههای اجتماعی فوتبال مطرح میکند
در دیدار فصل گذشته پرسپولیس و تراکتور که در ورزشگاه آزادی برگزار شد، گزارشها و ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی حاکی از بروز فحاشیها و توهینهای قومیتی از سوی بخشی از سکوهای پرسپولیس علیه هواداران تراکتور و مردم آذربایجان بود. این اتفاق واکنشهای متعددی را در میان هواداران و فعالان فضای مجازی به همراه داشت.
در این میان، انتظار بخشی از هواداران تراکتور از کریم باقری، که هم تبریزی است و هم عضو کادر فنی پرسپولیس، این بود که دستکم با یک موضعگیری اخلاقی، نسبت به این اتفاق واکنش نشان دهد یا خواستار رعایت احترام در ورزشگاهها شود. با این حال، سکوت او در برابر این حاشیهها باعث ایجاد دلخوری در میان برخی از هواداران تراکتور شد.
این نارضایتی زمانی تشدید شد که مدتی بعد، در یکی از دیدارهای تیم استقلال، کریم باقری نسبت به فحاشیهای صورتگرفته از سوی سکوها واکنش نشان داد و خواستار حفظ حرمتها شد. همین تفاوت در برخورد، از نگاه هواداران تراکتور بهعنوان رفتاری دوگانه تعبیر شد؛ موضوعی که در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت.
بسیاری از هواداران تراکتور معتقدند که انتظار آنها نه جانبداری فوتبالی، بلکه موضعی انسانی و اخلاقی در برابر توهینهای قومیتی بوده است؛ انتظاری که به باور آنها در قبال فحاشی به آذربایجانیها برآورده نشد، اما در مورد تیمی دیگر مورد توجه قرار گرفت.
با این حال، ناظران فوتبال تأکید میکنند که این دلخوری بیشتر جنبه احساسی و هواداری دارد و نمیتوان آن را بهعنوان دشمنی یا تقابل دائمی تلقی کرد. کریم باقری همچنان یکی از چهرههای محترم فوتبال ایران است، اما این ماجرا نشان داد که در فضای پرتنش فوتبال ایران، سکوت یا واکنش چهرههای شناختهشده میتواند پیامدهای اجتماعی و هویتی گستردهای داشته باشد.
در این میان، پرسشی که همچنان در میان افکار عمومی و هواداران فوتبال مطرح است، به ماهیت این دلخوری بازمیگردد؛ آیا نگاه منفی بخشی از هواداران تراکتور به کریم باقری، به معنای منفوریتی ماندگار است یا صرفاً واکنشی مقطعی، احساسی و سکومحور به اتفاقات اخیر؟ آیا این شکاف ریشه در یک اختلاف عمیق دارد یا حاصل فضای پرتنش، هیجانی و گاه کنترلنشده سکوهای فوتبال ایران است؟ پاسخ به این پرسش میتواند مشخص کند که این ماجرا یک سوءتفاهم قابل ترمیم است یا نشانهای از شکافهای عمیقتر در مناسبات هواداری فوتبال کشور.
