• امروز : جمعه - ۱۵ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 5 June - 2026

شمارش معکوس خرید لوازم التحریر در بازار تبریز و چهره های غمزده!

  • کد خبر : 25015
  • ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ - ۸:۴۳
شمارش معکوس خرید لوازم التحریر در بازار تبریز و چهره های غمزده!

گزارش از بهزاد خیاط شایان شمارش معکوس برای بازگشایی مدارس آغاز شده و دانش‌آموزان در کمتر از ۲۴ ساعت راهی مدارس می‌شوند، اما بازار لوازم التحریر بویژه دستفروشان در تبریز هنوز رونق خود را از دست نداده است چرا که بسیاری از خانواده ها منتظر آخر ماه بودند تا بعد از دریافت حقوق برای فرزندانشان […]

گزارش از بهزاد خیاط شایان

شمارش معکوس برای بازگشایی مدارس آغاز شده و دانش‌آموزان در کمتر از ۲۴ ساعت راهی مدارس می‌شوند، اما بازار لوازم التحریر بویژه دستفروشان در تبریز هنوز رونق خود را از دست نداده است چرا که بسیاری از خانواده ها منتظر آخر ماه بودند تا بعد از دریافت حقوق برای فرزندانشان لوازم التحریر بخرند.

چهره نگران خانواده ها گویای همه چیز است. گرانی دفاتر که با تنوع بیشتری نسبت به سال های قبل روبروست بویژه که علاوه بر کیف و لباس و عروسک اکنون دفاتر دانش آموزان نیز مزین! به لبوبو شده و قیمت های آنچنان به خود گرفته اند.

دیدن ساعات پایانی شهریور ماه روزهای آخر سال را در ذهن تداعی می کند. اگر سری به بازار بزنید، از دیدن قیمت‌های نجومی لوازم‌التحریر، کیف، کفش، روپوش مدارس، دود از سرتان بلند می‌شود، والدین با تردید پای در فروشگاه‌های عرضه کننده این اقلام می‌گذارند و تلاش می‌کنند تا وسایل ضروری فرزندان را در سبد خرید جای دهند.

وضعیت نابسامان بازار و کاهش شدید قدرت خرید مردم والدین را شرمنده فرزندان و کودکان را حسرت زده می کند.

فاصله های طبقاتی هم بر این حسرت کودکان افزوده است. آن ها هم دلشان می خواهد از این بازار رنگارنگ لوازم التحریر نفعی ببرند و چندتایی را در کیفشان جا بدهند.

همراه می شوم با چند تن از ولدینی که خرید لوازم التحریر فرزندانشان را به ساعات پایانی شهریور و آغاز مهرماه موکول کرده اند.

مادری مشغول خرید از دستفروشان لوازم التحریری است که بساط خود را در پیاده رو بازار پهن کرده اند. دختر حدود ۱۰ ساله اش هم مشغول جمع کردن مدادپاک های متنوع است که دل آدم بزرگان را می برد چه برسد به کودکان. مادر چشم غره می رود و می گوید در خانه چه صحبت کرده ایم! یکی بردار.

خودم را به کوچه علی چپ میزنم تا کودک احساس حقارت نکند ولی کاملا متوجه میشوم که به مادرش التماس می کند حداقل دوتا را نگهدارد. از دستفروش می پرسم اگر بخواهیم همه وسایل مورد نیاز یک کودک دبستانی را بخریم چقدر خرج برمیدارد؟ می گوید بستگی به لوازمی دارد که بر می دارد ولی به طور متوسط حدود دو و نیم و سه میلیون.

حال تصور کنید که یک خانواده دو و یا سه فرزند محصل داشته باشد که این هزینه‌ها سر به فلک می‌کشد، البته باید در نظر گرفت که والدین باید هزینه‌هایی نیز برای شهریه مدرسه، سرویس و کتب درسی نیز پرداخت کنند.

عدالت آموزشی حکم می‌کند که دولت نظارت بیش‌تری بر قیمت‌گذاری اقلام مورد نیاز دانش‌آموزان در آستانه سال تحصیلی داشته باشد تا تمامی خانوارها بتوانند حداقل‌ها را برای حضور فرزندشان در مدرسه فراهم کنند.

چند متر آن طرف تر دو کودک هم دفاتر با نقوش لبوبو را از بساط دستفروش بر می دارند اما مادر مخالفت کرده و می گوید مدارس ورود این دفاتر را قدغن کرده است بگذارید سرجایش و یک طرح دیگر بردارید.

وارد کیف فروشی سربازار می شوم. کیف ها هم تنوع زیادی دارند از سه میلیون گرفته تا ۸۰۰ هزار تومان. از صاحب مغازه می پرسم وضعیت بازار چطور است می گوید خراب! می گویم چرا؟ می گوید قیمت ها چندان فرقی نکرده و کیف های سال قبل را به همان قیمت می فروشیم و به علت کاهش قدرت خرید مردم کیف های گران و خارجی چندان فروش ندارند.

دیدن چهره های غمگین و حسرت زده کودکان و ناراضی والدینی که خریدهایشان منوط به دریافت حقوق سر ماه است آینده آموزشی فرزندان ایران زمین را در هاله ای از ابهام فرو می برد.

آیا می توان تصور کرد چنین کودکانی شاد و بدون حسرت زندگی کنند و در عین حال برای جامعه مفید بوده و عالم و دانشمند پرورش یابند!

کجاست عدالت آموزشی که سالهاست از آن دم می زنند در حالی که مدارس غیر انتفاعی هر سال مثل قارچ می رویند و عده ای در تامین هزینه مدارس دولتی بازمانده اند!

لینک کوتاه : https://tanishnews.ir/?p=25015

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.